پیچک (قاصدک شعر و غزل)

گزیده شعروادب ایران زمین

عناوین مطالب
- ای که ابروی کجت از دم عقرب کج تر(بنیامین دیلم کتولی)
- استخاره گفت: بگیر استخاره‌ای(رضا احسان‌پور)
- خودش را وارث ارض مقدس خوانده این قابیل(قاسم صرافان)
- جانا بجز از عشق تو دیگر هوسم نیست(سنایی)
- نمیدانی که چشم دلبر من (ابوالقاسم حالت)
- بیا بر چشم عاشق کن تجلّی روی زیبا را( مغربی)
- چه‌قدر آینه‌واری، چه از تو لبریزم (انسیه موسویان)
- کاش می شد شعر چشمانت سرود ( دانیال رحمانیان )
- دوش به خواب دیده ام روی ندیدۀ ترا (فروغی بسطامی)
- اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم (محمد علی بهمنی)
- من هم کبود سیلی خود بوده ام رفیق(احسان افشاری )
- مثلِ گستردگی آه به دنیای منی(وحیدنجفی)
- این روزها که بغض آغوشم وبالت نیست(الهه ملک محمدی)
- یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند( مولوی)
- اگه با تو بودن عذابه ، بيا(مه سا پهلوان)
- با خیرگی به روی تو و زل زدن به ماه(سودابه مهیجی)
- عطـر و نسیــم ایـن هـوا کـِی بـوی بــاران (جمال جمالی)
- خاستم پنجره را باز کنم گفتی نه(شهراد میدری)
- من اگر حوا شوم اين بار طغيان ميکنم(بتول مبشري)
- گفته بودند مي آيي، به نظــر حق دارد( مهدي رحيمي )
- گفتم خدايا کجاي دنيايي ؟(نسرين بهجتي)
- چند خط باران باريدبر سر ِچند پارو برفي که(بهمن فاطمي)
- با نبايدها و بايدهايت کم کم ساختيم(محمد سلماني)
- دست گیرم باش ای بانوی پشت هر نقاب( آسآسمان)
- از روز دستبرد به باغ و بهار تو(حسین منزوی)
- توی آغوش تو مثل جسدی عریانم (صنم نافع)
- غم گندم .خطر"باز".کبوتر این است(حسین جنتی )
- یک عمر جان کندم میان خون و خاکستر(احسان افشاری)
- لبت صریح ترین آیه ی شکوفایی ست(حسین منزوی)
- هر چند امیدی به وصال تو ندارم(شفیعی کدکنی)
- این خانه سیاه مانده مادر،(علیرضا آذر)
- تو هم مثل ِ تمام ِ ماه رویان دیگران آزاری !(سید محمدعلی رضازاده)
- دختر ِ خيام! يک جرعه شرابم ميدهي؟ (شهراد ميدري)
- نشستم هواتو نفس ميکشم( روزبه بماني)
- ياد باد آنکه سرکوي تواَم منزل بود( ناصر فيض)
- جاده اي سخت را نشان دادي، ( علي کريمان)
- خلوتِ شاعرانه ای دارم ( سهیل محمودی)
- اینجا ، در این کویر ،- این وادی محال - ،( سياووش خاکسار)
- ای شکوفایی ِ تمام تنم( ناصر ندیمی)
- پيش چشمانت غزل ، راه ِ تعالي مي شود(صنم نافع )
- پاي فرشته­ ها به مزار تو وا شده (مهدي شهابي )
- كم كم مرا نبود تو نابود مى كند(حجت حصاري )
- خـــدايا بـــه گنــدم کــه نــان مي شود ( جمال جمالي )
- لبخند می زنی به شب سوت و کور من( سهیل محمودی)
- دل با تو هوای گفتگو دارد (ناصر ندیمی)
- تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم ( شهریار )
- تا نگهبانان ابرو دستشان بر خنجر است(مهدی ذوالقدر)
- جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن(مولوی)
- مومن شوی و دور و برت غار نباشد( علی صفری)
- من مستم و مدهوشم، شبگرد قدح نوشم(معيني كرمانشاهي )
صفحه قبل 1 ... 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 صفحه بعد