پیچک (قاصدک شعر و غزل)

گزیده شعروادب ایران زمین

عناوین مطالب
- هرجا سخن از جلوه ی آن ماه پری بود( محمد فرخي يزدي)
- زیبایی و ﺑﺮ ﺻﺤﻨﻪ ﭼﻪ طناز ﺑﺮﻗﺼﯽ(علی قیصری)
- سهم من از انتظار تماسی بود که به اشتباه (منیره حسینی)
- چشمانی که پرواز می کنند(مظفر امینی)
- در آستانهٔ دریا سکوت بنویسید( نجیب بارو ر)
- صدايش كردم نگاهم كرد...( مژگان عجملو )
- مام خاطرات تو را همراه با آینه شکسته‌ی (حسن خرّمی )
- ویلای لبِ دریا برایت نمی‌سازم(یغما گلرویی)
- پس همین کافی است زیبا بودن و زن بودنت(شیرین خسروی)
- شاعران رسولان ديوانه ای هستند !( حافظ ایمانے)
- وقتی نمی شود پدرم را عوض کنم(حسن رحمانی نکو)
- همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد(فاضل نظری)
- آينه : با تواَم روحِ زمستان خورده( احسان افشاري )
- یک گمشده یا کناره!! _ این، من بودم( نیما ملک‌زاده)
- ﺭﺍﻩ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﺏ ﺍﺳﺖ ﺑﯿﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ(علی قیصری)
- داري مي روي و من بايد فراموش کنم(بتول مبشري)
- برو بگير از زير ، جانم را بگير ، آرام(حسين شيردل)
- سقوط مي کني از اوج ارتفاعي پست(مرضيه اوجي)
- چند روزي هست وا مانده درِ زندان من(آرش شفاعي)
- دوست دارم نيمه شب سر درگريبان بيشتر (سيد مهدي نژادهاشمي)
- شاعرم مي شکنم در قافيه بر قافيه شعر(عليرضا باقري)
- اي يار ناسامان من از من چرا رنجيده‌اي؟(سعدی)
- آموخت تا که عطر زشيشه فرار را(محمد سهرابي)
- دارم تاوان چشم خيستو مي دم(اميرجليليان)
- خانه ات آباد ای عشق خرابم نکنی!( محمد امین امینی)
- تا شد به روی دست نبی (ص) مرتضی (ع) بلند( عباس براتی‌پور)
- مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاست(مصطفی باد کوبه ای )
- فصل ِ پاییز رسید و خبر از باد آمد(شهراد میدری)
- بوسیده‌ بودم گرچه لب‌های زیادی را(مجتباصادقی)
- اکنون دیگر بیرقی برآبم چشم می بندم (هوشنگ چالنگی)
- در باغ لبت قند و شکر بود نیستان( هوشنگ یوسفی)
- دست و پــا گر بشکند با نسخه درمان مي شود(حمال جمالي)
- کودکی کردم و شعر از لب شادم افتاد(مرضیه اوجی)
- زن ها زخم هاي زيادي براي نگفتن دارند( هاني محمدي )
- به ياد پنجره هايي که باد ما را برد(ساره سکوت)
- باين باور رسيدم من ندارد اين جهان عهدي( علی خلج)
- سال ها عاشق یک شخص مجازی سخت است(عبدالحسین انصاری)
- خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم( مولوی)
- پلنگم چشم از چشمان آهو برنمی دارد( عبدالحسین انصاری)
- عاقبت با یک غــــــزل، او را هــــوایی میکنم(امیر جان دل)
- حرف زدن با تو حرف زدنِ با ماه است(بهرنگ قاسمي)
- ﺁﻣﺪﯼ ﻃﺒﻌﻢ ﺷﮑﻮﻓﺎ ﺷﺪ، ﺑﻬﺎﺭﺍﻧﯽ ﻣﮕﺮ؟(حمیدرضا حامدی)
- ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﯽ ﮐﻪ نشینم دو شبی ﺩﺭ ﺑﺮﺷﺎﻥ( علی قیصری)
- پلک بر هم می نهم نظم زمان گم می شود( بابک دولتی)
- شیانه هامان سوخت،در شرار خامی ها(سهیل محمودی)
- منتشر شد غرور شب بو ها ،(سید مهدی نژادهاشمی)
- در خانه ی ما از غم و هجران خبری نیست(علی نیاکوئی لنگرودی)
- اسبی که مرده است ازآخور نمی خورد(بابک دولتی)
- چون من به نفس خویشتن این کار می‌کنم( سعدی)
- درد دارد شبیه یک نوزاد ، مانده درگوشه ی خیابانی(هیلا صدیقی)
صفحه قبل 1 ... 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 صفحه بعد