پیچک (قاصدک شعر و غزل)

گزیده شعروادب ایران زمین

عناوین مطالب
- چراغی پشت شیشه میزند تا صبحدم سوسو(امیرحسین مقدم)
- چله چله مستم ، از شما چه پنهان(پرویز بیگی حبیب آبادی)
- سحرگه ره روی در سرزمینی(حافظ)
- جمعه ي تکراري آمده بودم با تو سخن بگويم(مزدک پنجه اي)
- شبها که رازِ چشم تو سَربسته مي شود(عليرضا آتش)
- کاسه اي بي گدا کنار خيابان(صالح سجادی)
- قسم به نخلستان ها قسم به تنهايي(حافظ ايمانے )
- ما چند دوست بوديم که قرارمان، قرار بود(سيدمحمد مرکبيان)
- پرنده‌ رفت و به اين لانه برنمي‌گردد(مجتباصادقي)
- دوست داشتن ات مارمولکي است زير پوستم(مريم اسحاقي)
- ليلي به کوي مانده، از ياد رفته ديگر(علي اسماعيلي)
- آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت(مولوي)
- منظور من از ديدنت اصرار نبود و(علي نياکوئي لنگرودي)
- از اين ويرانه سوي قلعه اي مغرور بايد رفت(محمدرضا طاهري)
- سگ بیمار را با چوب زحمت راندن آسان نیست(حسین شیردل‏)
- بگذاريد ، اگر هم نه بهاري ، باشم ( محمد علي بهمني)
- گوهر خود را هویدا کن ،کمال این است و بس ( میرزا حبیب خراسانی)
- هر شب من و دل تا سحر، در گوشه ي ويرانه ها( ميرزا حبيب خراسانى)
- هميشه از تو نوشتن براي من سخت است(مهدي بورياباف)
- ملک دنیا و مردمان در وی( سیف فرغانی)
- سال ها گوشه ي آتشکده اي افسرده(کورش کياني )
- خداي من هر صبح چون عقاب ... بالاي سر(نسرين بهجتي )
- مباد شور و شري ديگر دوباره راه بيندازي(محمد سلماني)
- شبِ سکوتِ خنده ها ، فقط نگاه مي کني(منوچهر محمد زاده)
- بايد تو را پنهان کنم در بين اشعارم(علي صفري)
- تن عريان تو و شهوت لرزان کوير(محسن مهرپرور)
- از فکر من بگذر خيالت تخت باشد(الهام ديداريان)
- از ليمو بُنانِ پشتِ باران عطش چکه چکه (مظفر امینی)
- اي شعر من از غمزه ي تو وام گرفته(حسن شاه رجب)
- اگرچه خور به چرخ چارمين است( محمود شبستري)
- چونکه نمی شود کمی غم از دل نهان ما( علی خلج )
- بعد از تو کرمان را خیابان تا خیابان گریه کردم(بتول مبشری)
- هیچ هم زیبا نبودی، من تو را زیبا کشیدم(شهراد میدری)
- شعر غروب خورشید، روی آبی ِتاق افق،( نعمت آزرم.)
- آن هنگام که اینگونه باران نمی بارید(نسرین بهجتی)
- ویرانه ام حالم مپرس : آباد نیست( نسیم ساعی)
- بوی رودخانه می دهد اعماق دکمه هایت( روزبه سوهانی)
- نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت(هوشنگ ابتهاج)
- چه فکری کرده ای؟ دریاست، در فنجان نمی گنجد(علی کریمان )
- شب است و قصه ی تلخ خودم را باز می خوانم(محمدرضا طاهری)
- مي داني اصلاً واژه ي "عبـّاس" يعني چه ؟!(منوره سادات نمائي مرتضائي)
- حواسِ هيچکس نيست ما فردا مي‌‌رويم(نيکي‌ فيروزکوهي)
- عصرها بعد از اداره... بعد جنگ تن به تن( رضا احسان‌پور)
- آسمان دزد است، کشتي حالِ بادش را ندارد(سيدسعيد صاحب‌علم)
- عاقبت با ناله سودا مي شود آهي که نيست(محمد‏کاظم‏کاظمي)
- خالي شدم از زندگي، از هرچه پايان داشت(روياباقري)
- يچيده تا سحر، بانگ دعاي من(علي نياکوئي لنگرودي)
- سبو و مي بيار و ساغري بد نام ساقي(نسيم ساعي)
- راز اين داغ نه در سجده ي طولاني ماست(فاضل نظري)
- اصلا حسین جنس غمش فرق می‌کند(علی زمانیان)
صفحه قبل 1 ... 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 صفحه بعد