پیچک (قاصدک شعر و غزل)

گزیده شعروادب ایران زمین

عناوین مطالب
- هر شعر را برای تو گفتم قشنگ شد(سياووش خاکسار)
- در تو چون روح تو گم مي شوم , آري پس از اين(سهيل محمودي)
- در سينه عمري دل پريشان ميشود باشد؟(.محمد امين اميني)
- نگاه کن که اسيرم، اسير تنهايي(امير وحيدي)
- ای گم شده درپاییز هنگامه ی باران ها(بتول مبشری)
- در این دقایق بسیار تلخ و تکراری( محمد سلمانی)
- امشب مگر به وقت نمی‌خواند این خروس( سعدی)
- دلواپسی : تا اسمت را در سَر می خوانم(سیدمحمد مرکبیان)
- ازکسی تا به حال دیده بودین(امیر ارجینی)
- روح من دارد درون خویشتن گم می شود(حامد رهبر فرزو)
- هر که را دور کنی دور و برت می آید !(کاظم بهمنی)
- تو به من خندیدی و نمی دانستی(حميد مصدق)
- قطار ایستاده بود پنجره‌های بسته(حامد رحمتی)
- از پشت عینکی که به چشمت زدی هنوز( ایلناز حقوقی)
- اين جا حضور پنجره با در برابر است(مریم جعفری آذرمانی)
- به جرم اينکه دلم آه هست و آهن نيست(عليرضا بديع)
- در طــواف نـــور شمعـي مــوي افشان مي کني( جمال جمالي)
- تو پشت دری کوبیدن قلبت را می‌شناسم(سارا محمدی اردهالی)
- یادمن باش ومرا ساده فراموش مکن(ســـیامڪ عــــاصے)
- دراز کشیده‌ام زنم شعری از جنگ می‌خوانَد،(گروس عبدالملکیان)
- ﻣﻦ، ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺩﻭﺭﯼ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ،( ﻧﻮﯾﺪ ﮐﺎﻭﺭﯾﺰﺍﺩﻩ)
- ا فسرِ خورشيد، مَسند! آتشين پيكر، پريد(علي اسماعيلي)
- باران? نام ها را مي شويد شمع را خاموش( مهردادعارفانی)
- با رفتنت بهانه‌ي يک داستان شدي(جويا معروفي)
- دیدهٔ ما سیر چشمان، شان دنیا بشکند(صائب تبريزي)
- زندگي در صدف خويش گهر ساختن است(اقبال لاهوری)
- در شب هجر تو شرمنده ي احسانم کرد(سخاي لاري)
- زير پلكم چه مي كني دختر! خلوتم را پر ازدحام نكن(مجيد آژ)
- کجا جدا شوم از تو که بعد از آن تو نباشی(عبدالجبار کاکایی)
- چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست(سعدی)
- لک لک‌ها مي‌خواهند در شيرواني باد لانه کنند(مهدي مرادي)
- ساحران در عهد فرعون لعین(مولوی)
- هيچ وقت نمي شود قلاب را از حافظه ي ماهي (نريمان ربيعي)
- هميشه کبريتي در جيب هايت داشته باش( نويد کاوريزاده)
- به تو اي آينه از خسته ترين قاب، سلام(محمد رضا حاج رستم بیگلو)
- كم بترسانيد من را عاقلان از آخرم(الهام ديداريان)
- خيره خيره چشم‌هاي خسته ي خوش‌باوران(محمد رضا طاهری)
- خیلی ساده بود و بوی درخت می داد و (مهر داد عرفانی)
- از خانه مایک بغل آوار بجاماند(امیرحسین مقدم)
- کباب و دوغ و ریحون می زنم من( فردین نظری)
- سرسبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟(فاضل نظری)
- شبيه باد از چاك گريبانت گذر كردم(علي بهمني)
- من مانده ام و يک سر آشوب زِ تب( اریا صلاحی )
- دستم رسيد ميوه ي نزديک! چيدَمَت!( ايلناز حقوقي )
- بادی وزید و دشت سترون درست شد( محمد کاظم کاظمی)
- رفت آن سوار کولي با خود تو را نبرده( سيمين بهبهاني)
- روز هم رفت و دوباره شب مهتاب آمد(علي نياکوئي لنگرودي)
- زمستان نيز رفت اما بهاراني نمي بينم(فاضل نظري)
- پاييز، در ايوانِ خانه نشسته بود(گروس عبد الملکیان)
- اين آخرين حرف منـست: "از عشق بيزارم"( ياسر يسنا)
صفحه قبل 1 ... 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 صفحه بعد