پیچک (قاصدک شعر و غزل)

گزیده شعروادب ایران زمین

عناوین مطالب
- ای قلب تو از سنگ ولیکن شکننده(حسین شیردل)
- برکناری شو ز هر نقشی که آن آید پدید(عطار )
- بی تو هیشکی توی باغچه ی خونه ش گل (سهیل محمودی)
- مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی ( محمدرضا طاهری)
- باید از سنگ جفا زود حذر می کردم(‏علي اصغراسماعيلي)
- ز میخانه دگربار این چه بویست( مولوی)
- نه هوا پر از گرگ بود یک فوج سینه ( بتول مبشری)
- اگرچه بی اثرشده نگاه دلبرانه ام ( میثم دانایی)
- یک لحظه تو را دیدم و مجذوب شدم من(نرگس بهارلویی)
- ﺍﯼ ﺑﺎﺯﯼ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻟﺒﺖ ... ﺑﺴﺘﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺭﺍ( غلامرضاطریقی)
- باشكوهی مثل ِ آوازِ عشاير وقتِ كوچ(یغما گلرویی)
- چه حاجت است دگر خلق را به استهلال(امیر حسین الهیاری)
- حال من را چگونه می پرسید وقتی از واژه هام بیزارید؟! ( ایمان عباس پی)
- چه بی فروغ ، چه تنها ، چه گوشه گیر شده( امیر علی سلیمانی )
- میلاد منه امشب،با اینکه مبارک نیست! ( آرزورمضانی )
- به استعانتِ شلاق و کتف‌های کبود ( مریم جعفری آذرمانی)
- جنون آنجاکه می‌گردد دلیل وحشت دلها( بیدل دهلوی)
- دلبر سالخورده ی من باش ، ای بهار غنوده در پاییز !( حسین شیردل )
- در میان پرده خون عشق را گلزارها( مولوی )
- کسی که چنین غرقِ خون و تب است( علیرضا آذر )
- رو تاب چوبی شال توجا موند ( احسان افشاری)
- ای به دام افتاده ی آهوی چشمت ، شیرها( رضا نیکوکار )
- خفته در چشم تو نازیست كه من می دانم( غلامرضا طریقی )
- در این جــــا ردپایی از صـــداقــت نیست، جز باران( مرتضی عزیزی )
- تو اگر ماه شوی، من شـب یـلدای تو هستم( آصف فکرت )
- رسیدی بر تنِ آیینه لغزیدند شبنم ها ( محمّدسعیدمیرزائی )
- مرگ را می پوشم ازخودم بیرون می زنم( نعمت مرادی )
- تو را خبر ز دل بی قرار باید و نیست(رهی معیری)
- اگر تاریخ چشمی داشت خون و اشک کارش بود( ‏آرش شفاعی )
- با تک تک ذراتِ جانت حرف دارم ( ‏جویا_معروفی)
- جان آمده رفته هیجان آمده رفته ( محمد مهدی سیار )
- خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست( سعدی )
- نگارا نگارا مرو از برم ( اسحق انور )
- تو پیراهن آبیت را بپوش من شال سرخ آبییم را(نسرین شفیعی)
- امروز امیر در میخانه تویی تو(میرزا حبیب خراسانی)
- هر چند رفته ای و دل از ما گسسته ای( سیمین بهبهانی)
- روزگاری قهر بودی روزگاری آشتی(احسان افشاری)
- همه چیزﺩﺭﺳﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺗﻮ ﺁﻭﺍﺯﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ ﺭﻭﻱ (منيره حسيني)
- شبهای من امّا ...، تهی دستند و ناچیزند( سهیل محمودی)
- هر چند زندگی همه اش با دعا گذشت(محمد رفیعی)
- از شایعه ی رفتن تو شهر به هم ریخت..!(پوریا شیرانی)
- زنده گی را با دریغ و درد عادت کرده ایم(محمد افسر رهبین)
- بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست(تکتم حسینی )
- در من کسی شبیه تو انسان، نشسته است(فرهاد سجودی)
- ستاره ی من و تو گرچه در مدار همند( سهیل محمودی)
- اجازه هست بگويم: سلام ! حال شما ؟(غزل کریمی)
- بگذار خیال کنم پشت هر دری(نیلوفر لاری پور)
- چندی ست گرفتارم و عمری ست (سما روشنایی وحسن رحمانی نکو)
- هر بار که از نام تو پُر بوده دهانم(اصغر معاذی)
- تاریکم امشب، می شود مھتاب من باشی؟!(صدا سلطانی)
صفحه قبل 1 ... 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80 81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96 97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 صفحه بعد