تبلیغات اینترنتیclose
داد از تو گر به دستت بيداد رفته باشد(محمدعلی سعیدی)
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 ارديبهشت 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

تضمین غزل زیبای حزین لاهیجی
***

داد از تو گر به دستت بيداد رفته باشد
بر آسمان ز بيداد فرياد رفته باشد

يا دل شكسته ياري نا شاد رفته باشد
اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد

در دام مانده صيد و صياد رفته باشد
دردا كه ساقي دهر خون ريخت در پياله

در تنگناي سينه غم بست راه ناله
بنشست بر رخ گل گوهر ز اشك ژاله

آه از دمي كه تنها با داغ دل چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

از شام تيره‌ي غم ماهي برون نيامد
وز چشم انتظارم جز اشك و خون نيامد

پير خرد چه شد كز دشت جنون نيامد
امشب صداي تيشه از بيستون نيامد

گويا به خواب شيرين فرهاد رفته باشد
يارب وفاي خوبان دور از زوال بادا

در كام دشمن دوست زهر ملال بادا
ساز و نواي عشاق پر شور و حال بادا

يا رب به تيغ حسرت خونش حلال بادا
صيدي كه از كمندت آزاد رفته باشد

امشب كبوتر دل گم كرده منزلت را
كز عشق بر فروزد شب‌هاي محفلت را

وز موج اشك شويد دامان ساحلت را
از آه دردناكي سازم خبر دلت را

روزي كه كوه صبرم بر باد رفته باشد
در روز تيره‌روزان در دام شام زلفت

شب‌هاي دردمندان يلدا به نام زلفت
دال شكسته‌ي دل پيوند لام زلفت

رحم است بر اسيري كز گرد دام زلفت
با صد اميدواري نا شاد رفته باشد

آن شب كه از برم اي سرو روان گذشتي
زين جسم ناتوانم مانند جان گذشتي

از بزم عاشقان هم چون ديگران گذشتي
شادم كه از رقيبان دامن كشان گذشتي

گو مشت خاك ما هم بر باد رفته باشد
اي دل ز دست بگذار دامان آرزو‌ها

تنها تو خون نخوردي از تلخكامي ما
خسرو ز عشق شيرين مجنون ز هجر ليلا

پر شور از حزين است امروز كوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد


محمدعلی سعیدی

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد

خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا
صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد

از آه دردناکی سازم خبر دلت را
وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد

رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت؟
با صد امیدواری ناشاد رفته باشد

شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

پرشور از "حزین" است امروزکوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد


حزین لاهیجی

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 348, | بازديد : 401

    » ارسال نظرات


    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S


    آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



    امتياز : [sc:Post_Vote]| نظر شما : [sc:Post_Vote_Form] | لينك ثابت