تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

آن نقشه فقط راه می ریخت به پام(علی قنبری )
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 20 آذر 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


«سقوط ضروری بود»
آن نقشه فقط راه می ریخت به پام 
و رونوشت زخم ها را . 
مراتب رنج ها را به تو می گفتم، فقط ، الو !
آن صورت را من مرتکب شدم . 
ناکامی ، 
پرسش هایم را به خوابها می برد 
و به شعرها
و تو میدانی 
که یک سایه کافی نیست برای آدمکم. 
من 
فقط یک نام می خواستم 
و ایمان از هر کدام از شش جهت.
سقوط ضروری بود، 
نه مثل وقتی که به احشاء خویش می رفتیم . 
آن تشویش عمومیت داشت
اجتناب می کرد از زیبایی ام 
و نگران الوهیت خیابان بود . 
من به قاعده نیستم 
مثل شکل ِ جنب ِ خدا . 
جانب من راحت نیست 
و نامه هایم، قصدی ندارند 
دلیل، ابدا نمی ریزد به شکلکم
و بلد نیستم پیامبر بکشم 
احمقم جدی است 
و مثل همه نیازمند خورشید. 
تو دیده بودی، بخوبی ، 
که دستور انسان را بلدم 
و نیز چکامه ها را.
تو باید آخرین پوسته را برمی داشتی از روح من 
و ارسال می کردی به برزخ ات.
الو! 
تو بخاطر من یک قسطت را عقب انداختی 
تا به خدایت بگویی که پشیمانی . 
من فقط در جرم های بعدی 
به گناهان 
هدف را نشان دادم 
و با آموزش ریتم قدیمی ریل ها 
اجاره خانه ام را پرداختم .
از پله های پنج طبقه بالا رفتم 
آنجا با سایه نشستم 
و قبل از « برو ! » 
مماس شدم بر یک انحنا. 
چهل سال گالینگورت را باز کن: 
تو فقط تصویری بودی که از کار برمیگشتی 
و در ترافیک 
جعل فرشته ها را درشت می کشیدی. 
من به پرندگان خانگی طعام می دادم 
در خانه نقطه داشتم 
و پرگار ، 
اما هندسه ی تقسیم نان را از مسیح پرسیده بودم.
راستی ! 
تو مثل زن جعفر که شیمیایی شده بود 
پشت من ایستادی، 
نه مثل سایه. 
الو! 

علی قنبری

شعری از علی قنبری
انتشار در مجله «سوگواران ژولیده»

http://www.namasha.com/v/22dWM5mK


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 374, | بازديد : 185

    » ارسال نظرات


    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S


    آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



    امتياز : [sc:Post_Vote]| نظر شما : [sc:Post_Vote_Form] | لينك ثابت