تبلیغات اینترنتیclose
حس لمس دست تو بر پوستم(شهریار بهروز)
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 6 آذر 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


حس لمس دست تو بر پوستم
تمرکز باران را به هم می زند
صدای خُرده بلورهایی که هم به پشتِ شیشه وُ هم نه / می خورَد که اولِ صبح باشد 
بویِ هوا به مُرده گیِ پاییز اشاره می کند
انگشت های تو همیشه سرما را به سکوتی گرم می بافد وُ
این سوزی که پیچیده در سینه ی من
همه چیز به طرزِ احمقانه ای خوب
انار ساوه آورده اند کنارِ جاده وُ هوس / ترمزِ ماشین را فشار می دهد 
زامیادِ آبی چقدر به شانه هایِ خاکی می آید
سُرخی به دورِ دهانِ تو
خنده به من که دست هایم را ها می کنم / کسی می گوید : 
این سوزی که پیچیده در سینه ی تو
نی لبک زنِ سحرآمیزِ صدایت
در نفس هایِ تو که بر پوستم
کدام ترانه ی بومی را می خوانَد 
که همیشه نبضِ تو
هم آهنگِ قنات هایی جاری است
که از زیرِ سرم می گذرند وُ دورتر
دورتر ...
از چاه هایی عمیق سر بر می کشند وُ چاه کَن 
می گوید آه
این سوزی که پیچیده در اعماقِ تو
مشت کردنِ انگشت هات
وجودِ بازویِ مرا اثبات می کند 
همانطور که آرام راه رفتن مان؛
حاشیه ی جاده را 
با پاهات جابجا می کنی وُ 
بارانِ تازه از نفس افتاده
گاهی به رویِ کفش هات
گاهی به رویِ کفش هام 
گاهی از بینِ شال وُ بارانی ام 
سوزی که پیچیده در
سکوتی که انگشت هات 
بافتنش را مدت هاست تمام کرده
من در این سوز وُ سکوت
زیرِ بهمن ها برف مدفونم. 
از آبان هایِ یادگاری کاری ساخته نیست
حالا هر چقدر هم انگشت هات
به قلاده ی سگ ها برای نجات شُل بگیرد 
حالا هر چقدر هم صدایِ پارس ها
نزدیک تر وُ 
نزدیک تر وُ ...
حسِ زبانِ حیوان بر صورتم گاهی 
هیچ چیز به اندازه ی یک خوابِ عمیق نمی چسبد وُ 
حسِ لمسِ دستِ تو بر پوستم 
نمی چسبد وُ
باران هم دیگر 
کاملا بند آمده .


شهریار بهروز


" آبان های یادگاری "
از کتاب " سرودی برای گوزن ها "

 

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 372, | بازديد : 290

    » ارسال نظرات


    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S


    آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



    امتياز : [sc:Post_Vote]| نظر شما : [sc:Post_Vote_Form] | لينك ثابت