تبلیغات اینترنتیclose
پيچک دريچه 381
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 24 تير 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

 

ای کعبه تحقیق سر کوی تو ما را
محراب دعا قبله ابروی تو ما را

آن زلف کمند افکن و آن غمزه خونریز
بستند و بکشتند به یرغوی تو ما را

هرچند ز بیراه به راه آوَرَدَم دل
از ره ببرد غمزه جادوی تو ما را

من معتقد پیر مغانم که در این راه
ارشاد طریقت بکند سوی تو ما را

از ظلمت گیسوی تو بیرون نتوان رفت
گر مشعله داری نکند روی تو ما را

دی چشم تو با غمزه به تاراج دل آمد
بردند سراسیمه به انجوی تو ما را

بر پای دل ابن حسام است کمندی
زان طرّه که بسته است به یک موی تو ما را


ابن حسام خوسفی


مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است


https://ganjoor.net/ebnehesam/ghazalebn/sh9/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 55

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 تير 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


هزار کاغذ خمیر می شود و
سر از شاخه درنمی آورد
هزار حرف پوچ می شود و
سر از هیچ در نمی آورد
هزار اشک شور و
سر از دریا در نمی آورد
هزار درد می پیچد
داد می شود و
سر از من درنمی آورد
هزار من ، دود می شود و
سر ازتو درنمی آورد
هزار تو، توفان می شوی
سر از سراب شعر درنمی آوری
ته مانده ی شعر سهم خاک
زمین دست خشک و کبود
شاید بعد دستبرد باد و افتادن نقطه های شراب
پس از هزار سراب - سالِ بی بوته بی برگ
خون دوید به پوست به صورت
به دهان فرنگیس
و گیسوهای رفته برباد
و هزار کاغذ که می رقصد بر شاخه

 


‏نسرین فرقانی‬


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 24

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 14 تير 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

 

آتش
**
دست هایش را
پاهایش را
به دیرک می بندند و
فرمانده فریاد می زند : 
باران ...
.
و رگبار است
که از هر سو
می بارد بر او
طوفان و رعد که از صدا افتاد 
در خاکستر باقی از دیرک
پوتین فرمانده
پی چیزی می گردد 
شبیه آتش
مردم 
فریادش می کنند : 
آتش ...
----


سينابهمنش 
از کتاب " آهوی ناتمام "


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 10

نوشته شده در تاريخ جمعه 9 تير 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


بفرما ؛ آخرش این شد ؛ هزاران شهر دور از هم
دوتامان غرق تنهایی و محو حالتی مبهم

خیالت خام شد ؛ بردند از ما مهربانی را
حواست پرت شد ؛ خشکید باغ عشقمان کم کم

فراق اینجاست می بینی؟ اگر دقت کنی حالا
جدایی را نگاه کینه توزت کرده ؛ خاطر جَم

از آن وقتی که خودخواهی به دنیامان فرود آمد
گمانم غصه ی دوری نشسته در دل آدم

تو گفتی راستی را دوست می داری ولی آخر ـ
تمام قول هایت شد ؛ شبیه منحنی ها ؛ خَم

پُر از زهرند انگاری عسل ها در نبود ِ تو
شراب ناب هم انگار مخلوط َ ست با یک سَم

پس از تو حال من خوب است ؛ یک تصویر می خواهی؟
شبیه ساعتی بعد از وقوع زلزله در بَم

 

 

جواد مزنگی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 23

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 8 تير 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


به این آسانی است

ماه و زیبا و دلت درپی یک مهمانی ست! 
بم ویرانم و عشقِ تو چنین ویرانی ست؟

شده زندانیِ سلولِ تو یک عمر تنم 
تنِ من با تنِ تو در خودِ من زندانی ست!

حبس ای کاش به بازویِ تو قسمت میشد
منعِ آغوشِ تو هم درد به بی درمانی ست!

دلِ ما ابری و چشمِ تو زده صاعقه باز 
حال و روزِ غزلِ عشق کمی بارانی ست!

تا که شیرینیِ لبهایِ تو خوانده غزلم 
عشقِ چشمانِ ترم تا به سحر لب خوانی ست!

"دوستت دارم " و گفتی که تو هم دوست مرا 
حلِ هر سختیِ بسیار به این آسانی ست!

تا سرِ کویِ تو رفته است دلِ یوسف باز
مرغِ دل حال و هوایش به خدا کنعانی ست!


اسماعیل یوسفی 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 20

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 ارديبهشت 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


ای که ایجادگر حسّ نشاطانگیزی 
خنده ات گل، نگهت گل تو مگر گل بیزی؟

با همین طرز نگاهت كه برازنده توست
بخدا حیثیت ایینه را میریزی! 
 
خنده‌ات منبع الهام غزل‌های بلند 
بسكه از عنصر تشبیه و هنر لبریزی 
 
صبح، گل، مهر همه بر رخ تو میبالند
چونکه شادابتر از این همه برمیخیزی

حافظ و مولوی و شمس که همراز تو اند 
اهل شیراز  و یا بلخ و یا تبریزی؟
 
من به هر حال برای تو غزل میگویم
تا تو در ذهن من آهنگ غزل میریزی

 

ﻓﺮﺩﻭﺱ ﺍﻋﻈﻢ 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 57

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 ارديبهشت 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

 

چه بهاری به دلم ریخته این پاییزت
شرم و دلواپسی و ساحلِ باران خیزت 

تا که پای تو به تاریخ چپاول وا شد
حمله ور شد به جهان،شورو شرِ چنگیزت

لب، مشروطه؛ دلت توپ؛ نگاهت قزّاق
امنیت نیست در این مجلس وهم انگیزت

نقشهء چشم تو از معرکه سر آورده
کودتا می کند این مردمک خون ریزت 

روی دیوار دلت روزنه بگذار عزیز!
تا که تیرم بنشیند به دل پرویزت

جنگ، مطلوب ترین طرز بیان است، اگر!
بعد از آن فتح شود کشور حاصلخیزت

با هم از عشق بنوشیم و غزل چاق کنیم
شور بر پا بکنی با دم  سحرآمیزت... 


  وحیده تقی پور


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 135

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


بنشين و لبي ز باده تر کن 
با باده ي ناب شب سحر کن

برکام توگرکه چرخ تلخ است 
با جام شراب بي اثر کن

مِي نوش که زنگ دل زدايد
از سينه غم گران به در کن

سر کش ز قدح شراب گلگون 
بر اوج فلک سير و سفر کن

زاهد خُم مِي شکست با خشم 
زين ظلم جهانيان خبر کن

اکنون که در ميکده بستند
اي ساز ز درد ناله سرکن

از شيخ ملامت است و تهديد 
زين گوش شنوازآن به درکن

بگذار که زهد خود فروشد
از باور و گفته اش حذر کن

ميخانه سراي بي ريايي است
بر خانه ي اهل دل گذر کن

سوگند تورا به ساغر مِي
يارب شب ما دراز تر کن


بيژن شکيبي


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 146

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 20 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

 


بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری
خاک بازار نیرزم که بر او می‌گذری

من چنان عاشق رویت که ز خود بی‌خبرم
تو چنان فتنه خویشی که ز ما بی‌خبری

به چه ماننده کنم در همه آفاق تو را
کان چه در وهم من آید تو از آن خوبتری

برقع از پیش چنین روی نشاید برداشت
که به هر گوشه چشمی دل خلقی ببری

دیده‌ای را که به دیدار تو دل می‌نرود
هیچ علت نتوان گفت به جز بی بصری

گفتم از دست غمت سر به جهان دربنهم
نتوانم که به هر جا بروم در نظری

به فلک می‌رود آه سحر از سینه ما
تو همی برنکنی دیده ز خواب سحری

خفتگان را خبر از محنت بیداران نیست
تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری

هر چه در وصف تو گویند به نیکویی هست
عیبت آنست که هر روز به طبعی دگری

گر تو از پرده برون آیی و رخ بنمایی
پرده بر کار همه پرده نشینان بدری

عذر سعدی ننهد هر که تو را نشناسد
حال دیوانه نداند که ندیدست پری

 

حضرت سعدی
http://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh545/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 36

نوشته شده در تاريخ شنبه 19 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


فاصله
.
شاید این قصه برای منو توست شاید
شاید این غصه سزای منو توست شاید

شاید این فاصله ها سخن فاصله نیست
بین ما عشق فضای منو توست شاید

ما که زندانی این تنگ زمانه شده ایم
شاید این حبس جزای منو توست شاید

به زبان قفل خموشی سکوت را زده ایم
شاید امواج نگاه رمز ندای منو توست شاید

همه عالم به سر شادی عشق میرقصند
شاید این بحر تفکر عزای منو توست شاید

کام شیرینی جام بر لب ما هیچ نیامد هرگز
شایدم حسرت جام وعده غذای منو توست شاید

 

 

 بهرام شمس


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 30

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

 

تا به کی

تا به کی باید نشست تابه کی باید شکست
تا به کی درب را به روی باغ سبز باید ببست

تا به کی بیحاصلی در امتداد روز و شب
تا به کی در پیش روی آیینه باید نشست

تا به کی در عمق تنهایی خویش فریاد شد
لحظه ها با نفرت بیهودگی از هم گسست

.تا به کی با رنج و درد هم سو شدن
آه سرد از تنگ سینه جای عشق باید بجست

بی هدف در کوچه ذهن شلوغ پرسه زدن
قلب رنجور را به زخم مردمان باید بخست

تا به کی در حسرت بیچارگی نالان شدن 
تا به کی باید شکست تا به کی باید نشست

 

بهرام شمس


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 56

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

و خدا خودش شاهد است ..... .
که چگونه آسمان
برای شکستِ پرنده‌ای در پرواز می‌‌گرید
که چگونه سکوتی پر وهم
گلوی عاشقی را خاموش می‌کند
که چگونه نفس
دغدغه ی هوای خانه را دارد
که چگونه یک صبحِ زود, فریاد می‌ زنی
آی‌ عشق لعنتی
در سینه‌ام بمیر ....
در سینه‌ام بمیر ...
.
.


نيكى فيروزكوهي
با من برقص /نشر شانى


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 43

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

تمنای موج‌های جهنده
**
اندکی آسمان زیر باران
اندوه آفتاب را شماره می‌کند
کنار صدف‌های خاکستری
مروارید درشت دریا
که زخم الماس در سینه دارد
به تمنای موج‌های جهنده
تن نمی‌دهد
تا گردنبندی از بلور
نثار تندیس‌ها کند
همین دقیقه
که زخم کهن‌ترین ِ درد
در ذهن تو ورق می‌خورد
شکوه ساده‌ای دارد
دلتای روشن این نقشه
که تنگ در آغوش آب
به سراب طعنه می‌زند

***

زمزمه‌ی آب
**
اینک که قطره‌های حیات
در سرخی رگان تو
پرتاب می‌شود
دل به تبسم ساده می‌سپاری
جنب نیلوفرانی که
با زمزمه‌ی آب
از خواب برخاسته‌اند

***

دیوانه عشق را
عصر سیاه زمستان
وقتی تمام خیابان
با اوست
به دوست می‌دهد!
نیمرخ
به سایه‌ی ماه دارد
این مرد رایگان
با آسمان خالی از ستاره
که سراسیمه می‌رود
پشت پرسه‌های مدام.


منصور خورشیدی 

http://www.aghalliat.com/

ادبیات اقلیت / ۱۴ فروردین ۱۳۹۶


برداشت مطلب از این صفحه 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 47

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


در من همیشه شاعری از کوه  
سر  می خورد اما نمی افتد
در من زنی با دامنی گلدار
می رقصد و از پا نمی افتد
 
در حسرت روزی کنار او
هر روز و هر شب بی قرار او
یعنی خدای من گذار او
می افتد اینجا یا نمی افتد
 
در من نشان زخمها باقی ست
در او به دنبال چه می گردید
بر هر درختی زخم بگذارید
خطی به چاقوها نمی افتد
 
طی میشود هی سال پشت سال
لعنت به این فنجان که در این فال  
جز حسرت دیروز پیدا نیست
جز وعده ی  فردا نمی افتد
 
یکشب مرا در دره می یابید
یکشب به خوابی خوب خواهم رفت
آنشب زنی با دامنی گلدار
از پشت بام خانه می افتد


حسن توکلی

http://www.piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=1957


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 76

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


چندمین وجب از دقیقه‌ها

**
چندمین وجب از دقیقه‌ها
که بیرون بزند
کسی مثل شما
به یاد جراح می‌افتی
که تعمیر ساعت از خریدن آن
وقت بیش‌تری هدر می‌دهی
وگرنه در روزگاری که زمان را
می‌توانی از دکه‌ی روزنامه فروشی بخری
و در بازار بورس به دیگران فخر بفروشی
چرا در بند ساعت خود نیستی
که چرم آن
اگر از رنگ آبیِ ارغوانی به قرمز برسد
زنگ می‌زند
و هیچ ماشینی یک قدم از خط کشی
به جلوتر از چلوکبابی‌ها که می‌رسی
پلیس با دسته‌یی قبض
اگر به پیشواز بیاید
چرا نمی‌روی به میزی که از صندلی‌ها
بزرگ‌تر نمی‌شود کمی تکیه کنی
تا عکس تو از پشت دستگاه چاپ
شبیه آبراهام لینکلن
به هر سیاه و به هر سفیدی سلام کند
که جزای کسانی که برده را
با پرده اشتباه بگیرند
همین است که ظرف‌های شکسته را
خودشان به خشک‌شویی ببرند
تا رونوشتی از آن‌ها کم‌تر از سی سال
به سازمان ثبت احوال
چه نکته‌یی را مگر می‌توان ثابت نکرد؟

 

ابوالفضل پاشا

http://www.piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=1958


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 69

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

از موج خیز غصه لگدكوب می شویم
دریا شدیم و عاقبت آشوب می شویم

چیزی خلاف عرف و شریعت نگفته ایم 
اما چه بی‌ملاحظه سركوب می شویم!

پشتِ همین دریچه ی غربت نگاه کن 
در برگریزِ خاطره ها چوب می شویم!

آن قدر انتظار کشیدیم سالهاست
چیزی نمانده... حضرت یعقوب می شویم

حالا که از محیط وطن دور مانده ایم 
در چشم تنگ اهل ریا خوب می شویم؟!

ما با زبان سرخ غزل حرف میزنیم
یک روز با غزل همه محبوب می شویم!

 

فردوس اعظم


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 120

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 فروردين 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


میرزا داداش حرفات هنوز تو گوشمه
حرفای تو حدیث نیش و نوشمه
از دلم این دشت شقایق چی بگم
سختی بار زندگی رو دوشمه
*
میرزا داداش، میرزا داداش، میرزا داداش
*
میرزا داداش من اون درخت بی ثمر
تو خاک و گِل به گُل نشسته تا کمر
عطر گلام پر میگیرن تو آسمون
رو شاخه هام سایۀ تیشه و تبر
*
میرزا داداش، میرزا داداش، میرزا داداش
*
اما حالا وقتی هوا ابری میشه
دلواپسی چارۀ هر صبری میشه
هیچ کسی نیس باغچه رو آفتابی کنه
هیچ کسی نیس قلبمو مهتابی کنه
*
هر علف تازه به دورون رسیده
شقاوت فصل زمستون ندیده
کاش میدونسی تو باغ آبادی ما،
هر گلی را دستای پائیز نچیده
*
میرزا داداش، میرزا داداش، میرزا داداش
*
میرزا داداش حرفات هنوز تو گوشمه
حرفای تو حدیث نیش و نوشمه
از دلم این دشت شقایق چی بگم
سختی بار زندگی رو دوشمه.


فرهاد شیبانی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 109

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

شکل افق دارد آغوش لاله ها 
نه این جا ' هر جا 
رابطه ای با دشت پر 
لاله می شود 
من لال می شوم


منصور خورشیدی 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 168

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

زیبای وحشی .....

زیبای وحشی وحشیانه دوستت دارم 
باشال قرمز ، کنج خانه دوستت دارم

زیبای وحشی ، ماده ببر مهربانم 
بی گفتگو یا بی بهانه دوستت دارم

انگار از دوران شیرین آمدی تو 
در آن و یا در این زمانه دوستت دارم

شیرین اگر ، لیلا اگر ، عذرا تو باشی
در ذهن من هستی یگانه ، دوستت دارم

چشمان تو صد زلزله آتشفشان است
آتشفشان عاشقانه ، دوستت دارم

ویرانه شد دور از تو ایوان مدائن
ویرانه باتو ، آشیانه ، دوستت دارم

حتی اگر من را تو در دنیا نخواهی
من تا ابد ، تا جاودانه ، دوستت دارم

من را تو در عمق نگاهت غرق کردی
دریای ناپیدا کرانه ، دوستت دارم

من مُردم و در عمق چشمت جا گرفتم 
زیبا ، غزل بانو ، فسانه ، دوستت دارم

 


امیرحسین مقدم 

 

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 188

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

رفتنت گر چه مسلم می شود اما نرو
بار من از شانه ات کم می شود اما نرو

گرچه بودیم و نبودی در کنارم لحظه یی 
بودنت روزی فراهم می شود اما نرو

خو شه یی گندم نروید در بهشت خانه ام
در هوایت مردی آدم می شود اما نرو

این فقیر عشق تو با رفتنت جان می دهد
از غم،غم خانه بی غم می شود اما نرو

حتمن این جا قصه یی آیینه از سر می شود
قامت دیو زمان خم می شود اما نرو

با دو دست خالی و با بوریای من بساز 
عاقبت هر چه منظم می شود اما نرو


احمد سیر بختیاری


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 381, | بازديد : 179

صفحه قبل 1 صفحه بعد