تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

پيچک دريچه 326
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

لبت تا در شکفتن لاله سیراب را ماند
دلم در بیقراری چشمه مهتاب را ماند

گهی کز روزن چشمم فرو تابد جمال تو
به شبهای دل تاریک من مهتاب را ماند

خزان خواهیم شد ساقی کنون مستی غنیمت دان
که لاله ساغر و شبنم شراب ناب را ماند

بتا گنجینه حسن و جوانی را وفایی نیست
وفای بی مروت گوهر نایاب را ماند

بدین سیمای آرامم درون دریای طوفانیست
حذر کن از غریق آری که خود غرقاب را ماند

بجز خواب پریشانی نبود این عمر بیحاصل
کی آن آسایش خوابش که گویم خواب را ماند

سخن هرگز بدین شیرینی و لطف و روانی نیست
خدا را شهریار این طبع جوی آب را ماند

 


شهریار
http://ganjoor.net/shahriar/gozidegh/sh52/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 675

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی


ورطهٔ پر خطر عشق ترا ساحل نیست
راه پر آفت سودای ترا منزل نیست

گر شوم کشته بدانید که در مذهب عشق
خونبهای من دلسوخته بر قاتل نیست

نشود فرقت صوری سبب منع وصال
زانکه در عالم معنی دو جهان حائل نیست

میل خوبان نه من بی سر و پا دارم و بس
کیست آنکو برخ سرو قدان مایل نیست

هیچ سائل ز درت باز نگردد محروم
گرچه در کوی تو جز خون جگر سائل نیست

چه دهم شرح جمال تو که در معنی حسن
آیتی نیست که در شان رخت نازل نیست

بنده از بندگیت خلعت شاهی یابد
که غلامی که قبولت نبود مقبل نیست

هیچ کامی ز دهان تو نکردم حاصل
چکنم کز تو مرا یک سر مو حاصل نیست

چه نصیحت کنی ای غافل نادان که مرا
پند عاقل نکند سود چو دل قابل نیست

اگرت عقل بود منکر مجنون نشوی
کانکه دیوانه لیلی نشود عاقل نیست

غم دل با که تواند که بگوید خواجو
مگر آنکس که غمی دارد و او را دل نیست

 


خواجوی کرمانی
http://ganjoor.net/khajoo/ghazal-khajoo/sh201


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 735

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 25 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی


«زنجیرهایِ اُنس»

زود جوش و زود رنجم اختیارم با دل است  
دوستی با من کمی آسان و قَدری مُشکل است

در کتابِ عشقبازی، خطّ شماری ها خطاست  
چون ز تحصیلِ نخستین خطّ، معانی حاصل است

با گُلی گُفتم خوشا بر تو که برگ افشان شدی
 گُفت حسرت بر تو دارم، زآنکه پایم در گِل است

گوهری در عمقِ دریا با خُروشان موج گُفت  
ای خوشا حالِ تو چون هر دَم رَهَت بر ساحل است

از نگاهت دفترِ صدقِ تو را من خوانده ام  
این بگُفتم، تا نگویی از حقایق غافل است

چَشمِ من کارِ هزاران گوش در من می کُند  
جُنبشِ لب گویدم، برحقّ سُخن یا باطل است

بی غُبار از هر تعلّق شو، اگر عاشق شدی  
تا تو را برقِ نظر، گوید که نورم کامل است

جهد کُن ای همزبان، صدقِ سُخن آری به لب  
من نه فاضل، در من این هوشِ خُدایی فاضل است

من نخوانده اوستادم، چون ملاقاتم کُنی  
چَشمِ تو گوید چه مقصودی تو را اندر دل است

گشته در زنجیرهایِ اُنسِ تو، روحم اسیر
 ورنه در زندان به زیرِ بندها هر قاتل است

بر تو این دلبستگی، با رنج ها آمد پدید  
هر که پایان بُرد این ره، در طریقت واصل است

 

 

رحیم معینی کرمانشاهی

برداشت ازصفحه ی  حسین معینی کر مانشاهی
 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 748

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 19 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

خيابان خوابها   

باز بـــوی باورم خـــــاکستریست
واژه هـــای دفتــرم خاکستریست

پیش از ایــنها حـــال دیگر داشـتم
هرچــه میگفتند  بـــــاور داشــتم

مــا به رنگی ساده عادت داشتیم
ریشـــه در گنـــج قناعت داشتیم

پیرهـا زهــر هـلاهــل خـورده انــد
عشق ورزان مـهر باطل خـورده اند

باز هم بحث عقیل و مـرتضی ست
آهن تفتــیده ی مــولا کجـــــاست

نه   فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است

با خــــودم گفتم تو عاشق نیستی
آگـــــه از ســــرّ شقـــایق نیستی

غــرق در دریــا شدن کار تو نیست
شیعه مـــولا شــدن کــارتو نیست

بین جــمع ایســـــتاده بـر نمـــــاز
ابن ملجــــم هـــــا فـــراوانند بــاز

خواستم چیزی بگویم د یــــر شد
واژه هایم طعــمه ی تکفیــر شـد

قصه ی نـــا گفته بسیار است باز
دردهـــا خـروار خــروار است بـــاز

دستهارا  باز در شبـــهای ســـرد
هــــــا کنید ای کودکان دوره گـرد

مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها
می رسد ته مانده ی بشقابــــها

سر به لاک خویش بردیم ای دریغ
نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ

قصّـه هــای خوب رفت از یادهـــا
بی خبر مـــاند یم از بـــنیادهــــا

صحبت از عدل و عدالت نابجاست
ســــود در بازار ابن الو قــتهاست

گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا
خسته ام خسته از این تکرارهـــا 

ای کــــه می آیدصدای گــریه ات
نیمه شـــبها از پس د یوار هـــــا

گــــیر خواهد کــــرد روزی روزیت
در گلـــوی مــال مـردم خوارهـــا

من بــه در گفتم ولیکن بشنو ند
نکته هـــا را مـو به مو دیوارهــــا

 

 

خلیل جوادی

http://khaliljavadi.persianblog.ir/

 

خیابان خوابها : علیرضا عصار
از آلبوم عشق الهی 
شاعر : خلیل جوادی 
آهنگ حجازی 

دیدن ویدیوی این شعر زیبا با صدای علیرضا عصار در ادامه مطلب .................▼


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 749

نوشته شده در تاريخ جمعه 16 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی


ضربان

حق را سند زدند به نام برادران
حسرت به حسرتش شده میراث خواهران

کوچک گرفته‌اند قیاسات عقل را
چیزی عجیب نیست از این تنگ باوران

انگشترش نگینِ برنجینِ صلح داشت
دستی که زهر ریخت به حلقِ کبوتران

جنگ است و خطّ خاطره‌ها را شکسته است
درباره‌ی پدر چه بگویند مادران؟

در غیبتِ سکوت، هیاهو برنده شد
از حرصم اعتراض نکردم به داوران

بازار لاشه‌خوار که راکد نمی‌شود!
رودِ لجن همیشه پر است از شناوران


مریم جعفری آذرمانی

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 775

نوشته شده در تاريخ جمعه 16 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

من که رسوای تو هستم چه بدانی چه ندانی
که روانم پیت ای یار چه بخوانی چه نخوانی

سائل کوی و درت من به تماشای رخ تو 
بنشینم سر راهت چه برانی چه نرانی

و بشویم دل خودرا بگلاب گل قمصر 
که بیا یی بدل من با بد تا تو بما نی 

چه شود ناز کنی کم توبرای دل مسکین
لب خود غنچه نمایی بلبم بوسه نشا نی

مرغ عشقم بنیشینم به بر و بام و در تو 
تو به صد چوب وبه صدسنگ بهوایم بپرانی 

گشته ام همچو اسیری لب و چشمان سیا هت 
ای نگارم تو کی ایی که از این غم برهانی 

بوده ام کهنه کتا بی رنگ و رخسار پریده 
هیچ بر دست نگرفتی که از ان سطری بخوانی

تو یی صیاد منم صید که به بند تو گرفتار
جانم و گیر و رها کن تا بکی هی بدوانی 

گنهم عا شقیم بود بتو بسته دل و جانم
گردنم بسته بزلفت که بهر سو بکشا نی 

هر چه گوید {خلج} از تو بزند ضجه و ناله
بر سرش هر چه که اری تو عزیزم بتوانی

 

علی خلج طایفه 
Ali Khalaj Tayefeh

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 748

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

وقتى كه با زبان غزل گفتگو كنم
بايد هرآنچه هست به يكباره رو كنم

دينم وسيله اى ست كه روزانه پنج بار
بعد از نماز عشق تو را آرزو كنم

هر قطره از وجود تو پاك است، پس بريز
با اشك چشمهاى تو بايد وضو كنم

قلبى كه دست دلهره عمرى دريده است
با ريسمانِ مهر تو شايد رفو كنم

اى آفتاب مهر، به دنياى من بتاب
چيزى نمانده است به دنيات خو كنم

بر من بتاب و غرق در آرامشم بكن
تا كِى لباسِ هُرمِ تو را جستجو كنم؟

 


‫‏ايمان‬ فرقانى


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 713

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 11 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

بنشین برایت حرف دارم در دلم غوغاست
وقتی که شاعر حرف دارد آخر دنیاست

شاعر بدون شعر یعنی لال! یعنی گنگ!
در چشم های گنگ اما حرف دل پیداست!

با شعر، حقِ انتخاب کمتری داری
آدم که شاعر می شود تنهاست یا ... تنهاست!

هر کس که شعری گفت بی تردید مجنون است
هر دختری را دوست می دارد بدان ‫#‏لیلا‬ ست

پروانه ها دور سرش یکریز می چرخند
از چشم آدم ها خُل است، از دید من شیداست

در وسعتش هر سینه داغ کوچکی دارد
دریا بدون ماهی قرمز چه بی معناست!

دنیا بدون شاعر دیوانه دنیا نیست
بی شعر، دنیا آرمانشهر فَلاطون هاست

من بی تو چون دنیای بی شاعر خطرناکم
من بی تو واویلاست دنیا بی تو واویلاست!

تو نیستی و آه پس این پیشگویی ها
بی خود نمی گفتند: فردا آخر دنیاست!

تو نیستی و پیش من فرقی نخواهد کرد
که آخر پاییز امروز است یا فرداست

یلدای آدم ها همیشه اول دی نیست
هر کس شبی بی یار بنشیند شبش یلداست

 

 

‫‏مهدي فرجي‬


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 666

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 11 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

بی گمان
مادرم درخت بلوط بود
که هنوز 
کوهستان او را به خاطر دارد
و من نیز تا شاخه براندازم
هزار غلت دیگر باید بچرخم
میان هزار سنگ و سنگواره 
کسی چه می داند
شاید به ریشه های مادرم سلام کردم
در انتهای مادرسنگی که جهان بر او استوار است
سنگ عشق
که بی او جهان برهوتی ست بی هیچ زیستنی
اندوهی که فردای جهان را دربر گرفته است

 

 

حسن صفورا


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 678

نوشته شده در تاريخ شنبه 10 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

آن روز عصر 
از قیل و قال جارو 
باید می دانستم 
داری رد قدم هایت را 
از روی فرش بر می داری 
حالا من و 
خانه به هم ریخته ایم 
گاهی من سرم را 
پرت می کنم به دیوار 
گاهی دیوار 
آجر آجر بر زخم های من 
خلاصه خسته ام 
آنقدر 
که خستگی را هم 
خسته کرده ام
من با چند حبه قرص 
به کمی خواب آشفته می رسم 
اما خانه تمام شب 
به فردای بی صدای قدم های تو فکر می کند 
و چهره ی عبوسِ من 
با استکانی چای 
بی پهلوی قند .

 

هوشنگ رئوف

Houshang Raouf


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 805

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 8 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی


زور میگویی نمی دانی چه حالی می شوم
بار دیگر شاهد جنگ و جدالی می شوم

این که میبینم تو را بی رحمتر از روز قبل
دست به دامان چه رویای محالی می شوم

من که خودم قربانی یک اشتباه فاحشم
با تو درگیر و اسیر قیل و قالی می شوم

می روم از خود نمی پرسم چه خواهد شد هنوز
در هجوم یاد تو حالی به حالی می شوم

سالها رفت و دلم از عشق تو خالی نشد
از تو لبریزم ولی در خویش خالی می شوم

هرطرف رو میکنم چشم تو را میبینم و
عاشق عطر نگاهت این حوالی می شوم


نرگس بهارلویی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 647

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

قامتت مثلِ دنا ،مو را چَویل اش کرده ای!
دشت را دل تنگِ چادرهایِ ایل اش کرده ای!

زلف را وقتی که می بافی نجیبش می کنی
کرده ای رنگش اگرمشکی،اصیل اش کرده ای!

شانه وقتی می کشی برمو لطیفش می کنی
بنداگر برزلف می بندی شکیل اش کرده ای!

دم اگر از دلبری ودل ربایی می زنی
چشم و ابروی قشنگت را دلیل اش کرده ای!

می نشیند بر مزاجم عطر وطعم چایی ات
دم اگر با دارچین و زنجبیل اش کرده ای!

پانمی گیرد در این صحرا اگر تخم ازپلنگ
بس که با چشمان آهویت ذلیل اش کرده ای!

سر دراین جنگل نخواهد کرداز حسرت بلند
سرو را از بس که دقمرگ وعلیل اش کرده ای!

عشق را کردی تو‌لالاییِ خواب بچه ها
قصه فرهادوشیرین را متیل اش کرده ای!

هست ابرو آلت قتل ودلم قربانی ات
متهم چشم و دهانت راوکیل اش کرده ای!

مو چویلی! خنده ریواسی! تومارا کشته ای
مرگ را ناحق دراین جریان دخیل اش کرده ای!

 


ستار روهنده


چویل:گیاهی خوش عطر و‌طعم
ریواس:گیاهی با برگ های سبزوسرخ زیبا که استفاده خوراکی ورنگرزی دارد
متیل:داستان غیرواقعی ،قصه دروغ


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 823

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

روزی زنی بودم برای خودش
حالا قاصدکی مانده ام برای خودم
تکفیرم نکند باد
صد نامه چاه کفتر چاهی بوده ام
هزار پیراهن کاج پرو کرده ام
یک آسمان گنجشک از لب هایم پرانده ام
تمام ایستگاه ها مرا می شناسند
بس که با پیراهن دست دوز مادرم
پیشواز خودش رفته ام
و خالی برگشته ام
حال با قاصدک ها خویشاوندم
مقصدی نیست
این جاده
آن جاده
ته ته رفتن سرگردانی ست
راستی
روزی زنی بوده ام برای خودش
باران هم می داند
باران
این شریک جرم همیشگی

 

 

بتول مبشری


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 771

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 بهمن 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

کاشکی میشد برای تو غزلسازی کنم 
دلبری از نوع ناب ناب شیرازی کنم

کاشکی هر روز هنگام طلوع آفتاب
لحظه بیداریم را با لبت بازی کنم

خیره در چشمان زیبای تو کاش
زیرلب باشعرهایم خوش آوازی کنم

چنگ گیسوهای تو ای کاش تا ، تارم شود
ادعای پنجه استاد "شهنازی" کنم

کاشکی تا لایق اسرار پنهانت شوم
افتخار همدلی دعوی همرازی کنم

میشد از تقلید چشمان خمارو مست تو
اندکی هم من برایت ناز و طنازی کنم

ازکنار شیخ سعدی تا جوار حافظم
جرعه جرعه می درون ساغراندازی کنم


‫‏امیرحسین مقدم‬


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 714

نوشته شده در تاريخ شنبه 26 دی 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

هربدی هرکه زمن دیده حلالم بکند
بدسخن گفتم و بشنیده حلالم بکند
 
بگذرد ازگنه ام آنکه دل آزرده ز من
هرکس آزردم و رنجیده حلالم بکند
 
هرکه نوشیده حلالش زشراب غزلم
یار سرمست نگردیده حلالم بکند 
 
زحمت خواندن‌من‌هرکه بخوددادولی
بعدخواندن نپسندیده حلالم بکند 
 
من که‌ازدیدن یاران به‌لبم خنده نشست
بامن هر کس که نخندیده حلالم بکند 
 
اجل عاصی اگر ثانیه ای دیگربود 
کفنم تاکه نپوسیده حلالم بکند

 


سیامک لاری.. عاصی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 768

نوشته شده در تاريخ شنبه 26 دی 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

آن دو بیت چشم‌ تو خیام را دیوانه کرد
خانه و کاشانه ی عطار را ویرانه کرد

مثنوی های لبت را شصت من کاغذ کم است
مولوی و‌ شمس را با یکدگر بیگانه کرد

هر چه شاعر بود و هر صاحب مقامی عاقبت!
سر خوش از چشمان‌مستت راهی میخانه کرد

گیسوانت را نده هر دم به آغوش نسیم
موج‌گیسویت شرار اندر دل پروانه کرد

عشوه و طنازیت را حافظ شیراز دید 
گفت :خوش بر حال معشوقی که مویت شانه کرد

 


اعظم‌تفرشی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 670

نوشته شده در تاريخ شنبه 19 دی 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 


بر هم بزن قانون نحس بی‌اساسی را
 این قصه‌ی از روز اول اقتباسی را

وقتی اساساً بی‌گناهی نیست در عالم
از نو بیا بنویس قانون اساسی را

مرغ قفس‌زاد از قفس بیرون رَوَد؛ مرده‌ست
شاعر بیا بس کن تو هم بحث سیاسی را

ما از شروع ارتباطی تازه می‌ترسیم
چون یادمان دادند «بیگانه‌هراسی» را

هر کس حواسش جمع باشد زود می‌میرد
ترویج کن در بین مردم بی‌حواسی را

جای «علوم اجتماعی» کاش بگذارند
در درس‌ها سرفصل «تنهایی‌شناسی» را

 

 

اصغر عظیمی مهر


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 829

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 دی 1394 توسط سیدمجتبی محمدی


فرش خیابان و قدم های من و تو
گرمای سوزان و قدم های من و تو

رهپویه ای طولانی و آن خنده هایت
وسواس شیطان و قدم های من و تو

شور جوانی از تو، ضعف پیری از من
توفیر پنهان و قدم های من و تو

تو یک جوان شاد و من یک پیر فرتوت
زنجیر دستان و قدم های من  و تو

هر سو نگاهی کنجکاو و جستجوگر
یک شَـــــــــــــهر حیران و قدم های من و تو

من خسته، اما باز هم مشتاق رفتن
غمگین ز پایان و قدم های من و تو

ناگاه دست من تهی، دست تو لرزان
معنای هجران و قدم های من و تو

یک لحظه دیگر، دو رهرو از چپ و راست
فرش خیابان و قدم های من و تو

 


کاوه جوادی
 Kave Djavadie


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 812

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 دی 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

کاش تا دل میگرفت و میشکست
دوست می آمد کنارش می نشست!

کاش میشد روی هر رنگین کمان
می نوشتم "مهربان " با من بمان

کاش می شد قلب ها آباد بود
کینه و غم ها به دست باد بود

کاش می شد دل فراموشی نداشت 
نم نم باران هم آغوشی نداشت

کاش می شد کاش های زندگی 
تا شود در پشت قاب بندگی

کاش میشد کاش ها مهمان شوند
درمیان غصه ها پنهان شوند

کاش می شد آسمان غمگین نبود
رد پای کینه ها رنگین نبود


نیما یوشیج


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 780

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 13 دی 1394 توسط سیدمجتبی محمدی

 

هرروز
با پا به پا کردن کفش هایت
غافلگیرمی شوم
و سلام
ارتباط مشکوکی ست
که چشمی درها را گرد کرده است
پله ها تفاله ی لبخند هایمان را بیرون می اندازد
و زمانی که به خانه بر می گردیم
رد پایی از خنده هایمان نمانده است
و خداحافظی
وصله ی غمگینی ست 
که به چشمانمان می دوزیم
آهای زندگی
که در را به روی آغوش هایمان بسته ای
مرگ
تنها لولایی ست
که یک روز
استخوان هایمان را به هم چفت خواهد کرد

 

 

منیره حسینی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 326, | بازديد : 881

صفحه قبل 1 صفحه بعد