تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

پيچک دريچه 212+1
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

 

سفر هر کجا سایه گسترده ‌است
چه‌ها بر سر آدم آورده ‌است

کسی را که یک عمر چشم‌ انتظار
به یک چشم ‌برهم ‌زدن برده ‌است

کسی را که در یاد خواهی ‌سپرد :
کجا، کی خداحافظی کرده‌ است

تو گویی که ما را برای وداع
زمین راه و بی‌راه پرورده ‌است

سفر هرکه را دیده‌ام برده ‌است
سفر هیچ‌کس را نیاورده ‌است
    

    مژگان عباسلو


 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1066

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

 

موجيم و وصل ما، از خود بريدن است
ساحل بهانه‌اي‌ست، رفتن رسيدن است

تا شعله در سريم، پروانه اخگريم
شمعيم و اشک ما، در خود چکيدن است

ما مرغ بي‌پريم، از فوج ديگريم
پرواز بال ما، در خون تپيدن است

پر مي‌کشيم و بال، بر پرده‌ي خيال
اعجاز ذوق ما، در پر کشيدن است

ما هيچ نيستيم، جز سايه‌اي ز خويش
آيين آينه، خود را نديدن است

گفتي مرا بخوان، خوانديم و خامشي
پاسخ همين تو را، تنها شنيدن است

بي‌درد و بي‌غم است، چيدن رسيده را
خاميم و درد ما، از کال چيدن است

 


     قيصر امين پور


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1072

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

 


چقدر پنجره را بي‌بهار بگذاري ؟
و يا نيايي و چشم‌ انتظار بگذاري
 
مگر قرار نشد شيشه‌اي از آن مي ناب
براي روز مبادا کنار بگذاري ؟
 
بيا که روز مباداي ما رسيد از راه
که گفته است که ما را خمار بگذاري ؟
 
درين مسير و بيابان بي‌سوار خوشا
به يادگار خطي از غبار بگذاري
 
گمان کنم تو هم اي گل بدت نمي‌آيد
هميشه سر به سر روزگار بگذاري
 
نيايي و همه‌ي سررسيدهامان را
مدام چشم به راه بهار بگذاري
 
جواب منتظران را بگو چه خواهي داد
همين بس است که چشم انتظار بگذاري ؟
 
به پاي‌بوس تو خون دانه مي‌کنيم و رواست
که نام ديگر ما را انار بگذاري
 
گمان کنم وسط کوچه‌ي دوازدهم
قرار بود که با ما قرار بگذاري
 
چراغ بر کف و روشن بيا، مگر داغي
به جان اين شب دنباله‌دار بگذاري

 

    سعيد بيابانکي


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1078

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 28 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

 

خوابش نبرد...خاطره ها را قطار کرد
حالش دوباره بد شد و از خود فرار کرد

پاشد کنار پنجره...خود را به کوچه ريخت
آتش گرفته بود...خودش را مهار کرد

زل زد درون آينه و چشم هاش را
باريک کرد و غمزده کرد و خمار کرد

آمد کنار قوري سردي که سال ها...
يک چاي تلخ ريخت کمي زهر مار کرد

وا شد دهان پاکت سيگار خالي اش
آهي کشيد و فحش کشيد و نثار کرد

فحشي نثار پنجره...مشتي نثار ميز...
لعنت به آن شبي که دلش را قمار کرد

ديوانه وار رفت و به هم ريخت گنجه را
بين نوارها هوس لاله زار کرد

انگار بغض کرده کلاغي درون ضبط
تا آن صداي خسته کمي قارقار کرد-

حس کرد اين که بايد از اين شهر دور شد
مشتي کتاب و خاطره در کوله بار کرد

شاعر...هوايي غزلي عاشقانه بود
خود را قطار کرد و خودش را سوار کرد...!

 


اصغر معاذي


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1196

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

تو انتخاب اولي بدون که مي رسم بهت
مي خوام که باشي تو دلم بزار که جاشم تو دلت

کنار تو شباي من پر از ستاره مي شه و
تموم لحظه هاي من پر از ترانه مي شه و

بدون روي ماه تو نمي رسم به آسمون
تو گرمي وجودمي بيا کنار من بمون

نگو بهت نمي رسه دو دست بي پناه من
نمي رسه صداي من، نگاه بي گناه من

تو انتخاب اولي به عشق پاک تو قسم
تو عشقمي تو عمرمي نگاهتو نگير ازم

 

نيلوفر پاشا


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1137

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

چرا بي‌قراري؟ چرا درهمي؟
چرا داغ‌داري؟ خرابي؟ بمي؟!

مگر سرنوشت مني اين‌قدَر
غم‌انگيز و پيچيده و مبهمي؟

مرا دوست داري ولي تا کجا؟
مرا تا کجا “دوستت‌دارم‌”ي؟

نه با تو دلم خوش، نه بي تو دلم…
جهنم-بهشتي، نه! شادي-غمي

تو هم مثل باران که نفرين شده‌ست
بيايي زيادي، نيايي کمي

جهان، ابر خاموش و بي‌حاصلي‌ست
بگو باز باران! بگو نم‌نمي……

 

-مژگان عباسلو


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1013

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی


 

یک جام با تو خوردن یک عمر می‌پرستی
یک روز با تو بودن، یک روزگار مستی

در بندگی عشقت از دست رفت کارم
ای خواجهٔ زبر دست رحمی به زیر دستی

بر باد می‌توان داد خاک وجود ما را
تا کار ما به کویت بالا رود ز پستی

با مدعی ز مینا می در قدح نکردی
تا خون من نخوردی تا جان من نخستی

گفتی دهم شرابت از شیشهٔ محبت
پیمانه‌ام ندادی، پیمان من شکستی

صید ضعیف عشقم، با پنجهٔ توانا
بیمار چشم یارم، در عین تندرستی

با صد هزار نیرو، دیدی فروغی آخر
از دست او نرستی وز بند او نجستی

 

 

فروغي بسطامي

http://ganjoor.net/forooghi/divan-forooghi/ghazalf/sh458/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1090

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

گفتمش خواهم که بينم مر ترا اي نازنين
گفت اگر خواهي مرا بيني برو خور را ببين

گفتمش با تو نشستن آرزو دارم دمي
گفت گر باشد ترا اين آرزو با خود نشين

گفتمش بي پرده با تو گر سخن گويم رواست
گفت در پرده نشايد گفت با من اين چنين

گفتمش از کفر و دين انديشه دارم گفت : رو
در جهان ما مدار انديشه اي از کفر و دين

گفتمش گويي که جمع کل عالم است
گفت جمع عالم است و جمع رب العالمين

گفتمش کان نقش گويي بر مثال نقش تو است
گفت ظاهر شو به نقش خويشتن نقش آفرين

گفتمش با تو حديثي گفت خواهم بي گمان
گفت هرچ آن بي گمان گويي بود بي شک يقين

گفتمش هم من تو و هم جمله تو خنديد و گفت
بر تويي کو من بود بادا هزاران آفرين

گفتمش کز آفتاب ( مغربي ) جويم نشان
گفت کز وي سايه ي باقي است در روي زمين

 


شمس مغربي

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹-۸۰۹ هجری)


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1188

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

 


اسمانا! گر ز مستي بر تن من تن زدي
پنجه با رستم فکندي،تن به رويين تن زدي

گر چو رويين تن گرفتي پيکرم در زير تير
تهمتن ديوانه بودي خار در اهن زدي

ور گمان بردي که کشتي همچو شمعي با دمم
اتش سوزنده اي را با دمي دامن زدي

ور مرا پنداشتي بازيچه ي بازيگران
مستس نستيهني را چنگ با بيژن زدي

اتشين عشق مرا گردن فکندي گر به ناز
خوب کردي،خوب کردي،شمع را گردن زدي

من ازين گردن زدنها تابها دارم همي!
مرغ شامم،قصه با مهتابها دارم همي!

 

دکتر مهدي حميدي شيرازي


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1100

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

 

از من چه ساده دست کشيدي ، من آخرين چراغ تو بودم
اي خانه ي غبار گرفته ، من بهترين اتاق تو بودم

احساس عاشقانه نداري ، با گريه ام ميانه نداري
من هيزم شکسته ي خيسم ، بيهوده در اجاق تو بودم

در جنگل و کوير و خيابان ، مرداد و مهر و آذر و آبان
باران گرفت و بند نيامد ، هر جا به اتفاق تو بودم

تنهايي ! اي رفيق هميشه ، يک لحظه دور ماندي و مُردم
چه خوب شد که زود رسيدي ، در حيرت از فراغ تو بودم

جز خانه ي تو خانه ندارم ، احساس عاشقانه ندارم
اي مرگ نورسيده بفرما ، عمري در اشتياق تو بودم

 

امیر علي سليماني

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1165

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 21 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

برگ پاييزم، ز چشم باغبان افتاده ام
خوار در جولانـْگه ِ باد خزان افتاده ام

اشک ابرم کاينچنين بر خک ره غلتيده ام
واژگون بختم، ز چشم آسمان افتاده ام

قطره يي بر خامه ي تقدير بودم - رو سياه
بر سپيدي هاي اوراق زمان افتاده ام

جاي پاي رهرو ِ عشقم، مرا نشناخت کس
بر جبين خک، بي نام و نشان افتاده ام

روزگاري شمع بودم، سوختم، افروختم
غرق اشک خود؟، کنون چون ريسمان افتاده ام

کوه پا برجا نِيم، سرگشته ام، آواره ام
پيش راه باد، چون ريگ روان اقتاده ام

شاخه ي سر درهمم، گر بر بلندي خفته ام
جفت خک ره، چون نقش سايبان افتاده ام

استوارم سخت، چون زنجير و، رسوا پيش خلق
همچنان از اين دهان در آن دهان افتاده ام

قطره يي بي رنگ بودم، نور عشق از من گذشت
بر سپهر نام، چون رنگين کمان افتاده ام

آه، سيمين، نغمه هاي سينه سوز عشق را
اين زمان آموختندم کز زبان افتاده ام!

 

 


 بانو سيمين بهبهاني


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1126

نوشته شده در تاريخ شنبه 20 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

 

گرگم و دربه در خصلت حيواني خويش
ضرر اندوختم از اين همه "چوپاني" خويش

تا نفهمند "خلايق" که چه در "سر" دارم
سالياني زده ام "مهر" به "پيشاني" خويش!

منم آن ارگ! که از خواب غروز آميزش
چشم واکرده "سحرگاه" به ويراني خويش

رد شدي از بغل مسجد و حالا بايد...
يا بچسبيم به "تو" يا به "مسلماني" خويش

گاه دين باعث دل "سنگي" ما آدم هاست
"حاجيان" رحم ندارند به "قرباني" خويش

توبه گيريم که بازست درش! سودش چيست؟!
من که اقرار ندارم به پشيماني خويش!

مهر را پس بده اي شيخ که من بگذارم
سر بي حوصله بر نقطه ي پاياني خويش!

 

 

حسين زحمتکش


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1087

نوشته شده در تاريخ جمعه 19 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

چشم هاي تو ...

 

چشم هاي تو " شهر ِ نو " بودند پيش از آغاز ِ شهرباني ها
گيسوان : مست هاي ژوليده ، ابروان : مخلص ِ فلاني ها

پيش از آغاز ِ" شهر نو" شايد چشم هايت پياده رو بودند
زنده در مرده ي خيابان ها ، مرده در زنده ي تباني ها

بعد از آن خلط ِ مبحثي بودند نبش ِ جمهوري خيابان ها
ابروان : مردگان ِ سر بالا ، گيسوان : مجمع ِ رواني ها

چشم هايت سياست ِ روزند ، چپ : هوادار ِ غمزه گردي ها
راست هم عشوه مي شود گاهي در ملاقات ِ بي نشاني ها

دور چشمت حصار مي رويد تا خداي نکرده گم نشود
در بهشت ِ عزيز ِ آزادي ، در خيابان ِ ناگهاني ها

* * *

در خبر ها دوباره مي خوانم : چشم هاي تو خودکشي کردند
چشم هاي تو را کفن کردند " بي بلانسبتي " فلاني ها

 

 

پيام سيستاني


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1139

نوشته شده در تاريخ جمعه 19 ارديبهشت 1393 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 


بر اين کلوخ ِ مُدَوّر شبي سوار شده !
منم به گردش ِ گيسوي ِ تو دچار شده

همين کلوخ که از دست ِ کودکي لجباز
به سمت ِ جوجه ي همسايه در مدار شده !

خراب ِ ريزش ِ گيسوي توست پشت ِ زمين
چنانکه شب به يکي لحظه آبشار شده

بساط کن که به "نرد"ي دوباره در بنديم
مرا فروخته باشي و من قمار شده !

ميان ِ خيل ِ خلايق کمي مرا بشناس
برهنه ام ، همه ي شهر نونوار شده !

نه من به وهم دچارم ، نه شهر نازيباست
که در تو هر چه که زيباست احتکار شده

"جهان" هزينه ي تنها کرشمه اي از توست
"عدم" به غمزه ي چشم تو روزگار شده !

چقدر حوصله خرج ِ خطوط ِ لبخندت
سر ِ عطوفت ِ بي پاسخ ِ تو کار شده ؟!

 

سید محمد علی رضازاده


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 212+1, | بازديد : 1032

صفحه قبل 1 صفحه بعد