تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

پيچک دريچه 179
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

برای آخرین بار خدا کنه بباره
تو این شب کویری
یه قطره از ستاره

همیشه بودی و من تو رو ندیدم انگار
بگو ، بگو که هستی ، برای آخرین بار

وقتی دوری ، تنهاییم نزدیکه
قلبم بی تو می ترسه تاریکه


چه لحظه ها که بی تو
یکی یکی گذشتن
عمرمو بردن امّا یه لحظه بر نگشتن

تو چشم من نگاه کن
منو به گریه نسپار
حالا که با تو هستم
برای اوّلین بار

برای آخرین بار

وقتی دوری ، تنهاییم نزدیکه
قلبم بی تو می ترسه تاریکه

 

دکتر افشين يدالهي

http://lawlessboy.persianblog.ir/post/15/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1027

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 21 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اَش با من

سیه زنجیر گیسو باز کن دیوانه اش با من

که می گوید که می نتوان زدن بی جام و پیمانه

شراب از لعل گلگونت بده پیمانه اش با من

مگر نشنیده ای گنجینه در ویرانه دارد جای

عیان کن گنج حسنت ای پری ویرانه اش با من

ز سوز عشق لیلی درجهان مجنون شد افسانه

تو مجنونم بکن در عشق خود افسانه اش بامن

بگفتم صیدکردی مرغ دل نیکو نگهدارش

سر زلفش نشانم داد و گفتا لانه اش با من

زترک می اگر رنجید از من پیر میخانه

نمودم توبه زین پس رونق میخانه اش با من

پي صيد دل ان بلبل دستان سرا حامد

به گلزار از غزل دامي بگستردانه اش با من


 

حمید تقوی

http://mahisiahekocholoo.blogfa.com/post/10


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1156

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 21 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

 

چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش

کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
که دل چه می‌کشد از روزگار هجرانش

زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش

تو خفته‌ای و نشد عشق را کرانه پدید
تبارک الله از این ره که نیست پایانش

جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش

بدین شکسته بیت الحزن که می‌آرد
نشان یوسف دل از چه زنخدانش

بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم
که سوخت حافظ بی‌دل ز مکر و دستانش

 

حضرت حافظ

http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh280/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1001

نوشته شده در تاريخ شنبه 20 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

     آرزو

 

دیریست در بزم طرب مهمان به کویم بوده ای

در وادی عشق و جنون چون ماه رویم بوده ای
 

دل برد ه ای دل داده ای در عشق چون پروانه ای

آتش مزن بر جان و تن می در سبویم بوده ای

 
عاشق توئی غمخوار من شیدا توئی همراه من

در وصف تو ای نازنین این سان که گویم بوده ای

 
از عشق پروا چون کنی؟در دل تمنا چون کنی؟

جانا چرا در هر رهی کان را که پویم بوده ای؟

 
ای سرو قامت می بری دل از کف هر عاشقی

در بوستان عاشقی هر گل که بویم بوده ای

 
دیشب به خوابم آمدی گفتی چه داری آرزو؟

آهی کشیدم گفتمت خود آرزویم بوده ای!
 

هر شب زهجرانت بسی سر در گریبان داشتم

آرامشت خواهم کنون چون های و هویم بوده ای
 

آخر به پایان می بری با <شاهد> این افسانه را

سر خوش از اینم ای صنم آن را که جویم بوده ای

 

 دکتر عباس قیومی 

 http://ghayumi.blogfa.com/9006.aspx


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1156

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 17 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

 

گریه نکن که زندگی حس کردن فاصله هاست

پلی که بین ما شکست ساده ترین تقاص ماست

این ماه منعکس شده رو شیشه شبو ببین

که مثل ما گم شده تو تاریکیای نقطه چین

برای من گریه نکن که مثل سایه با توام

که از همین خاکستر اشک تو شعله ور شدم

تقصیر تو نبود اگه غم دور ما پیله کشید

اگه که دست خیس من به گونه تو نرسید

وقتی چشات رگبارشو به یال ابرا می سپره

اینجا یکی کنار تو دلتنگیاشو می شمره

من آرزومه که تو این دل گریه های دم به دم

تو گاهی لبخند بزنی من گاهی ساده جون بدم

برای من گریه نکن که مثل سایه با توام

که از همین خاکستر اشک تو شعله ور شدم

 

بابک صحرایی

http://elyrics.persianblog.ir/tag/%D8%A8%_%


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1172

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

دیگـر مـرا نمی  کِشد این نـای ِ لعنتـی
حـالـم گـرفته است، از اینهای ِ لعنتـی

هویم،هوای ِ های ِ تو دارد،نمی رسد
دیگر به دادهای مـن این ،هـای ِ لعنتـی

تا پلک خـود  زدیم،زمستان رسیده بود
از رو مگـر رود شب ِ سرمـای ِلعنتی

تا گرم شد تنور ِ خـدا ، پشت ِ پا زدیـم
خورشید را چگـونه مـن و،مـای ِلعنتی

یک کودک ودو مرغ قناری و فال ِغـم
عصر است و صد بهـانه ی ِاشکـای لعنتی

حالا،  همین حـوالی ِ حالی بـه حالی ام
تکلیف ِ مان چه می شود ای پـای ِ لعنتی

هر روز من/ غزل به غزل دور می شوم
کی مـی رسم، بـه کـوچه ی ِفـردای لعنتی؟!

 

 علی سعادتخانی(سعادت اردبیلی) 

http://www.2gonash.blogfa.com/8807.aspx


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 792

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

چیزی که در تصور آدم بزرگ بود

اندام بد قواره ی یک بچه گرگ بود

عیب از خودم نبود که آدم نمی شدم

حتی طناب تشنه ی دارم نمی شدم

این روزها تصور چیزی که نیستی

باید سکوت کرده و محکم بایستی

این بیت ها مقدمه یک تراژدی است

این شرح حال شبهه برانگیز یک دوزیست

گاهی به نام زندگی اما به کام مرگ

سر می کشی دو جرعه جهانی که برگ،برگ

من فکر می کنم و تو هی تخت می کشی

بر روی آن دو آدم خوشبخت می کشی

آدم،چرا طراوت رنگت پریده است؟

دلگیرم از کسی که مرا آفریده است

دلگیرم از خدای بزرگی که،شک نکن

به این سیاه بازی مطلق کمک نکن

من:حس بو گرفته ی ماهی مرده ای

یا گربه ی مچاله ی در خود فشرده ای

این شعر یک توهم پیچیده در غم است

مملو از معارضه ای تند و مبهم است

وقتی کسی به نام من از من بریده است

حتی برای کشتن من سم خریده است

آب از سرم گذشته و تبخیر می شوم

چیزی شبیه حلقه ی زنجیر می شوم

شاید به قصد کشت خودم را دریده ام

من سرنوشت تیره ی یک آفریده ام

من اتفاق مضحکی افتاده در تنم

وقتی که گریه می کنم و زار می زنم

اکسیژن هوای مرا دزد برده است

صاحب زمان قرن مرا گرگ خورده است

شنگول های قرن من از بس زیادی اند

درگیر در توهم دنیای مادی اند

باید ازین جهنم پر درد بگذرم

از این سکانس مسخره ی سرد بگذرم

باید بدون حاشیه،باید بدون حرف

از عشق این حقیقت نامرد بگذرم

 

سمیه آقایی

http://sanjaghak7.blogfa.com/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1015

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 9 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

عاشق تر از این بودم اگر لحظه ی پرواز

 در دست نجیب تو کلید قفسم بود

 
عاشق تر از این بودم اگر عطر نفسهات

در لحظه ی بی همنفسی ‚همنفسم بود
 

عاشق تر از این بودم اگر فاصله ها را

این آینه ی شب زده رو تکرار نمی کرد

 
 عاشق تر از این بودم اگر هق هق ما را

 این سایه ی سرمازده انکار نمی کرد

 
با تو بهترین بودم ‚ همسایه ی خورشیدی

تو نقش تبسم را ‚ از آینه دزدیدی

 
 عاشق تر از این بودم اگر در شب وحشت

مثل تپش زنجره نایاب نبودی

 
عاشق تر از این بودم اگر وقت عبورم

 آنسوی سکوت پنجره خواب نبودی

 
عاشق تر از این بودی اگر ثانیه ها را

 اندوه فراموشی من تار نمی کرد

 
 عاشق تر از این بودی اگر این دل ساده

اسرار مرا پیش تو اقرار نمی کرد

 
با تو بهترین بودم ‚همسایه ی خورشیدی

تو نقش تبسم را ‚ از آینه دزدیدی

 

 

یغما گلرویی

http://shaaeraanehaa.blogfa.com/1390/05

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1309

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 7 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

 

شب شمع یکطرف رخ جانانه یکطرف 
من یکطرف در آتش و پروانه یکطرف

افکنده بهر صد دل من ز زلف خال
 دام بلا ز یکطرف و دانه یکطرف

از عشق او بگریه و در خنده روز و شب
 عاقل ز یکطرف دل دیوانه یکطرف

بر هم زدند مجمع دلهای عاشقان
باد صبا ز یکطرف و شانه یکطرف

مات جمال ماه وش مهر طلعتت
دیوانه یکطرف شد و فرزانه یکطرف

ترک شراب کردم و ساقی بعشوه گفت
 پیمان ز یکطرف من و پیمانه یکطرف

ایمان و گفر زلف و رخش دل چه دید گفت
 ره کعبه یکطرف ره بتخانه یکطرف

 

 رفعت سمنانی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1178

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 7 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

 

كردم به دست خويش تبه روزگار خويش

 در حيرتم به جان عزيزان ز كار خويش

 
آتش زدم به خرمن پروانه و چو شمع

 مي سوزم از شكنجه شبهاي تار خويش

 
آن صيد تير خورده از باغ رفته ام

 كز خون نوشته ام به چمن يادگار خويش
 

آن باغبان سر به بیابان نهاده ام
 
کِش باغ مانده خاطره از لاله زارخویش

 
آن ابر سركشم كه به يك لحظه خيره گي

 باريده ام تگرگ به باغ و بهار خويش

 
گِريم گهي به خنده ديوانه وار خود

 خندم گهي به گريه بي اختيار خويش
 

زنجیر در خور است دگر گردن مرا
 
عاقل کجا ز دست نهد زلف یار خویش
 

خاکسترم کنید و ببادم دهید که انک

 ننگ آیدم ، بعشق قسم از غبار خویش

 
چون لاله تا به خاك نيفتد پياله ام

 فارغ نمي شوم ز دل داغدار خويش

 
چون شمع اشك مي شودش جمله تن" عماد"

 از بس كه گريه كرد بر احوال زار خويش

 

 

 

عماد خراسانی

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1130

نوشته شده در تاريخ شنبه 6 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

 

هر کجا فکر تو ، ذکر دو جهان اینهمه نیست

آری آنجا که تویی کون و مکان اینهمه نیست


شعله در خرمن عشقت زده بلبل ورنه

سوزش ناله و تاثیر فغان اینهمه نیست


کوه کن تا به دل اندیشه شیرین دارد

گر زمژگان بکند کوه گران اینهمه نیست


از دو بینی بگذر تا به حقیقت برسی

که میان و حرم و دیر مغان اینهمه نیست


   گر نشان خواهی از او نام و نشانی مطلب

که بر اهل طلب نام و نشان اینهمه نیست


چار تکبیر بزن زانکه به بازار جهان

بایع و مشتری و سود و زیان اینهمه نیست


جام می را منه از دست تو" کافر " زنهار

که مدار فلک و دور زمان اینهمه نیست


 

 ملا احمد مازندرانی متخلص به (  کافر  )

http://soutedelan.mihanblog.com/post/28

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1096

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 مهر 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

 

ترسم اين است که پاييز تو يادم برود

 حس اشعار دل انگيز تو يادم برود


 ترسم اين است که باراني چشمت نشوم

لذت چشم غزلخيز تو يادم برود


 بي شک آرامش مرگ است درونم?وقتي

  حس از حادثه لبريز تو يادم برود


 من به تقويم خدايان زمان شک دارم

 ترسم اين است که پاييز تو يادم برود


 با غزلها ت بيا چون همه چيزم شده اند

قبل از آني که همه چيز تو يادم برود                 

                                                                                  

علي اکبر رشيدي
 
http://shabghazal.persianblog.ir/post/3


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1093

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

 

امشب صنما باز که افسانه شنیدیم!

وصف لب تو از لب پیمانه شنیدیم!

پیمانه چو با یاد نگاه تو گرفتیم!

از هر رگ دل نغمه مستانه شنیدیم!

هر تاب سر زلف تو گویای حدیثی است!

این راز نهان را همه از شانه شنیدیم!

تا دیده به شمع رخ زیبای تو بستیم!

آهنگ وفا از پر پروانه شنیدیم!

آنشب که گره از سر زلف تو گشودند!

فریاد و فغان از دل دیوانه شنیدیم!

مشکل بُود از کوی تو آسوده گذشتن!

ما این سخن از ساقی میخانه شنیدیم!

 

 

شهدی لنگرودی

http://www.mylove2016.blogfa.com/post/45


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 975

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 
گفتم: از من مطلب دیده ی گریان تر از این
دل غمگین تر و خونین تر و ویران تر از این
 
گفت: هر چند دلت خانه به دوش است ولی
دوست دارم که شود بی سروسامان تر از این
  
گفتمش: حالت دل در غم گیسوی تو چیست؟
دست بر زلف زد و گفت: پریشان تر از این
 
گفتمش: پیش رخت دیده چه حالت دارد؟
در رخ آینه خندید که حیران تر از این
 
گفتمش کفر سر زلف تو عالم بگرفت
گفت: درشهر که دیده است مسلمان تر از این
 
گفتمش: شیوه ی رفتار تو در گلشن چیست؟
سرو را کرد اشارت که خرامان تر از این
 
گفتمش: با رخ تو ماه چه نسبت دارد؟
گفت حرفی نشنیدیم پریشان تر از این
 
گفتم: ای دوست لبت را به چه تشبیه کنم؟
جانب گل نظر افکند که خندان تر از این
 
گفتمش: وقت سخن با تو چسان باید بود؟
جامه از تن بدر آورد که عریان تر از این
 
گفتم: از هجر تو جان برلب پروانه رسید
گفت جز شمع ندیدیم گران جان تر از این
 
 
 
 

محمدعلی مجاهدی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 6

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 20 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

 

گریه ی شبانه

 


 شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت
 دوباره گریه ی بی طاقتم بهانه گرفت

 شکیب درد خموشانه ام دوباره شکست
 دوباره خرمن خکسترم زبانه گرفت

 نشاط زمزمه زاری شد و به شعر نشست
 صدای خنده فغان گشت و در ترانه گرفت

زهی پسند کماندار فتنه کز بن تیر
 نگاه کرد و دو چشم مرا نشانه گرفت

 امید عافیتم بود روزگار نخواست
 قرار عیش و امان داشتم زمانه گرفت

 زهی بخیل ستمگر که هر چه داد به من
 به تیغ باز ستاند و به تازیانه گرفت

 چو دود بی سر و سامان شدم که برق بلا
 به خرمنم زد و آتش در آشیانه گرفت

 چه جای گل که درخت کهن ز ریشه بسوخت
ازین سموم نفس کش که در جوانه گرفت

دل گرفته ی من همچو ابر بارانی
گشایشی مگر از گریه ی شبانه گرفت

 

امیر هوشنگ ابتهاج

http://sarapoem.persiangig.com/link7/saye3.htm


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 822

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی


سوژه تلخ غزلهایت شدم!

 


سوژه ی تلخ ِ غزلهایت شدم ، دلدارِ من
جوهرِ خودکار هم خشکیده از تکرار ِمن

قافیه اسمم شد وُ قالب همه مغلوب ِ غم
با خودت گفتی :- که بهتر می شود بیمارِ من –

قهرمان شعر ِ تو بیچاره امشب کشته شد
در میان جنگ سختت با من و ُ افکار من

نا امیدم / خسته ام /می فهمی از چشمم ولی
با دلت حل می شوی در گریه ی هر بار من

آنقدَر خواندی برایم قصه از جنس ِ غزل
تا که چشمم بسته شد ، ای خسته ی بیدار ِ من

هی به تو گفتم که شبهایم پر از رنگ غم است
ناگهان در شب زدی با این همه اصرار من

بی صدا در شعله ام خود را به آتش ریختی!
سوختی هر لحظه، این شد علت آزارِ من

با دل زخمم بسوز وُ دیگر از دنیا نگو
تن بده بر مرگ ِ خود اینبار با اجبار من

 

 

 صنم میرزازاده نافع

http://www.shereno.com/7518/8348/76217.html


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1142

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 شهريور 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

شب در طلسم پنجره وامانده بود و من
بغضی میان حنجره جا مانده بود و من

از آنهمه غریو غرورِ پلنگم
یک دره انعکاس صدا مانده بود و من

در خانه ای که آینه حسی سه گانه داشت
ابلیس مانده بود و خدا مانده بود و من

هم آب توبه بود در آن خانه ، هم شراب
اخلاص در کنار ریا مانده بود و من

آنجا که پلک پنجره را خواب بسته بود
انبوهِ گیسوان رها مانده بود و من

بت بود یا خدای پرستش کدامیک ؟
حیرت به چشمِ قبله نما مانده بود و من

تا شیشۀ مشبکِ پرهیز بکشند
سنگی در آستین خطا مانده بود و من

ابلیس با خدا به تفاهم نمی رسید
تردیدها و دغدغه ها مانده بود و من

می رفت دل به وسوسه اما هنوز هم
یک پرده از حریر حیا مانده بود و من

فردا که آن برهنۀ معصوم رفته بود
ابلیس با هزار چرا مانده بود و من

 

 

محمد سلمانی

http://ghazal-zaman.persianblog.ir/post/63


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 179, | بازديد : 1139

صفحه قبل 1 صفحه بعد