تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

پيچک دريچه 155
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

دور از همه مردم شده ام در خودم امشب
پیدا شده ام، گم شده ام در خودم امشب

لبریز ز سرمستی و سرریز ز هستی
دریای تلاطم شده ام در خودم امشب

در هر نفسم بوی گلی تازه شکفته است
یک باغ تبسم شده ام در خودم امشب

تا نورِ تو تابیده به طور کلماتم
موسای تکلم شده ام در خودم امشب

باریده مگر نم نم نام تو به شعرم
باران ترنّم شده ام در خودم امشب

هم دانه ی دانایی و هم دام هبوطم
اسطوره ی گندم شده ام در خودم امشب

 

قیصر امین پور

http://mojesorkh.persianblog.ir/post/63


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 1020

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 30 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیّک ، به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد ، همه اعتکاف جستن
ز ملاهی و مناهی ، همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن

بخدا که هیچ کس، را ثمر آنقدر نباشد
که به روی نا امیدی ، در بسته باز کردن

 

شیخ بهایی

http://www.ashpazonline.com/weblog/mehdi2rbm/146547


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 1045

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 30 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

 
فاش شد راز نهاني که ميان من و تست
پس ازين چشم رقيبان نگران من و تست

قصه ي خويش ، ز مردم نتوانيم نهفت
که به هر جا سخن از عشق نهان من و تست

بهتر آنست که اين راز ، نهان تر داريم
که اگر فاش تر افتد به زيان من و تست

نکته اي را تو نمي داني و من مي دانم
نکته اين است ، رقيب آفت جان من و توست

صحبت همنفسان دولت جاويد بود
پس ازين ، دولت جاويد از آن من و تست

نيست تنها کشش و کوشش زيبائي و عشق
رازهاي دگرست اين که ميان من و تست

سوز دل چند به پوشيم ( صفائي ) که چو شمع
شعله ي عشق ، فروزان ز زبان من و تست

 


ابراهيم صفائي ملايري

http://www.afroukhteh.com/#/poems/various5/dolateJaavid


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 1235

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 30 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

از ماست که بر ماست

 

 **

يه دشت سرسبز، يه رود پر آب، يه سد محکم، داشتيم توی سيلاب

ما از خوشی ها، دلهامون آزرد، سد  رو شکستيم، دنيا رو آب برد

 حالا از اون در و دشت، چيزی نمونده باقی

انگار از اين ميخونه، صد سال رفته ساقی

حالا غم ما، قد يه درياست، جايی که بايد دل به دريا زد، همين جاست

نه کار اينهاست، نه کار اونهاست

از اين و اون نيست، از ماست که بر ماست

 يه دشت سرسبز، يه رود پر آب، يه سد محکم، داشتيم توی سيلاب

ما از خوشی ها، دلهامون آزرد، سد  رو شکستيم، دنيا رو آب برد

 حالا از اون در و دشت، چيزی نمونده باقی

انگار از اين ميخونه، صد سال رفته ساقی

حالا غم ما، قد يه درياست، جايی که بايد دل به دريا زد، همين جاست

نه کار اينهاست، نه کار اونهاست

از اين و اون نيست، از ماست که بر ماست

 حالا از اون در و دشت، چيزی نمونده باقی

انگار از اين ميخونه، صد سال رفته ساقی

حالا غم ما، قد يه درياست، جايی که بايد دل به دريا زد، همين جاست

نه کار اينهاست، نه کار اونهاست

از اين و اون نيست، از ماست که بر ماست

 نه کار اينهاست، نه کار اونهاست

از اين و اون نيست، از ماست که بر ماست

 نه کار اينهاست، نه کار اونهاست

از اين و اون نيست، از ماست که بر ماست

 

 

ترانه سرا ::بیژن سمندر

http://daneshgara-music.blogfa.com/cat-740.aspx


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 1144

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

با تو يک شب بنشينيم و شرابـــــــي بخوريم
آتش آلود و جگر سوخته آبـــــــــــي بخوريم

در کنار تو بيفتيم چو گيســـــــــوي تو مست
دست در گردنت آويخته تابــــــــــــي بخوريم

بوسه با وسوسه ي وصل دلارام خوش است
باده با زمزمه ي چنگ و ربابـــــــي بخوريم

سپر از سايه ي خورشيد قدح کـن زان پيش
کز کماندار فلک تـــــير شهــــــــابي بخوريم

پيش چشم تو بميــــــرم که مست است ، بيا
تا به خوش باشي مستــان مي نابي بخوريم

صله ي سايه همين جرعه ي جام لب توست
غزلي نغز بخوانيم و شرابـــــــــــي بخوريم

 

هوشنگ ابتهاج

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-1.aspx


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 1231

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 12 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

آنجا كه شعر در كف نا مردمان رهاست

موعود من صداي تو عاشق ترين صداست

اين جغد هاي خفته كه آواز شومشان

در ژرفناي تيره وخاموش شب رهاست

باور نمي كنندكه چشمان روشنت

ديريست قبله گاه تمام ستاره هاست

من مي شناسمت دل غمگين وخسته ات

بادرد با غرور ترك خورده آشناست

آري تو آن درخت كريمي كه دستهات

يك عمر آشيانه ي گرم پرنده هاست

آخر چگونه در گذر بادهاي تند

استاده اي كه قامت سبز تو تا خداست؟

من از هجوم دشنه ي شب زخم خورده ام

پس مرهم نگاه اهورايي ات كجاست؟

 

 

انسیه موسویان

http://ensiye.persianblog.ir/1383/7/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 1175

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

 
 تقدیم به شیخ اجل، سعدی شیرازی:

 **

پیدا شدی ای عشق به صد شعله به صد طور!
پیدا شدی ای عشق چنان نور علی نور!

 همسایۀ نزدیک‌تر از "حق" به "حقایق"!
همگردن نزدیک‌تر از "دار" به "منصور"!

 ای در تو دویده‌ست رگ و ریشۀ مستی
ای جام بلا؛ از تو قضا، از تو قدَر دور!

 در روی تو و موی تو و خوی تو ای خوب
ای گوش رقیبان همه کر،چشم حسد کور!

 دنبال تو هستیم من المهد الی اللحد!
دنبال تو هستیم زگهواره و تا گور!

 ای جان و جهان؛ بر سر تو جنگ جهانی!
وی جور و جفا با تو ،تو با جور و جفا جور!

 ای گام و خرامت دد دف ، دف دد دف دف
ناز نگهت شرّ پس از شرّ پس از شور

 شورو شعفت می‌کشدم تا شب شیراز
 نام و نفست می‌بردم صبح نشابور

 ای بر رگ هر برگ، تویی تیغۀ خورشید
 معطوف به هر طیفتم ای نور به منشور!

 ای در هوست شیخ بَرَد دست به دستار!
 وی در طلبت شرع بَرَد دست به دستور!

 عقل است، اگر می برَد از "روضه" به "رضوان"
 عشق است، اگر می‌کشد از "گور" به "انگور"

 ای آن که به هر "قافله" صد سلسله داری
از قحطی این "قافیه" آیا گله داری؟

 دنبال تو هستیم چرا دل نگرانی؟
خون خورده ای و برده ای و باز برآنی؟

 دنبال تو هستیم که مستیم، که رستیم
 ما پای تو هستیم که از پا ننشستیم

 ما پای تو هستیم که تاج سر مایی
تاج سر ما هستی و کوتاه نیایی

 کوتاه نیایی که مرا بخت بلند است
 از بخت بلند است که دل پیش تو بند

است دل پیش تو بند است، تو آیا نگرانی؟
خون خورده ای و برده ای و باز برآنی؟

 عریان شده ای باز، به صد شعله به صد طور
عریان شده ای باز، چنان نور علی نور

 از هر چه که گفتیم و شنفتیم و نگفتیم
 ای عشق تویی از همگان مقصد و منظور

 می آیی و دل می‌بری و می‌شکنی هی
هیهات که می آیی و مأموری و معذور!

 

 مرتضی لطفی

http://www.poetry.ir/?sn=poems&pt=full&lang=&id=mortezalotfi


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 1205

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

هنوز هم ما را می کنند نقاشی
به روی گلدانها،بر سفال،بر کاشی

گمان کنم که بهار است ، توی یک باغیم
تو روی موی بلندم شکوفه می پاشی!

و سالهاست که تزیین خانه ها شده ایم
بدون هیچ توقع ،بدون پاداشی

و سالهاست که تصویر می شود تکرار
همان من و تو، همان آسمان، درخت، بهار

تو ایستاده ای و تکیه داده ای به درخت
نشسته ام من و لبخند می زنم انگار

به مردمان پس از ما که قصه ما را
شنیده اند و نفهمیده اند،صدها بار

به خنده هاشان خندیده ایم ساعتها
به خنده های صمیمانه یا حسادت ها

نگاه عاشق من با نگاه عاشق تو
هنوز هم دارد حرف ها، حکایت ها

و چشمهامان ما را رسانده اند به هم
فراتر از همه رسم ها و عادت ها!

که قرنهاست من و تو مسافریم عزیز
و با تمام زمانها معاصریم عزیز!

که هر زمان، هر جا عطر عشق می آید
بدون آنکه بدانیم حاضریم عزیز

بدون آنکه بدانند می رسیم به هم!
بدون آنکه بخواهیم شاعریم عزیز!

گرفته اند مرا از تو! سرنوشتم بود!
تویی که دیدارت مژده بهشتم بود

نگاه کردی و گفتی : (دلم گرفته!) همین!؟
جواب هر چه برایت غزل نوشتم بود؟!

اگر برای تو من را نخواسته ست چرا
کتیبه های تو بر روی خشت خشتم بود؟!

کتیبه ها، من و تو در بهار نقاشی
هنوز روی سر من شکوفه می پاشی!

و سالهاست که رازی غریب مردم را
کشانده سمت دو تا چشم خیس بر کاشی

و من... فقط من ازین راز کهنه باخبرم
که تو کتیبه شدی تا کنار من باشی!

 

نغمه مستشارنظامی

 http://mostasharnezami.persianblog.ir/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 1153

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

از آسمان دلسردم و از دامنت هــــــــم

از دکمه های آبی پیراهنت هــــــــــــم

آنقدر دلسردم که می خواهم بدانی

از رفتنت بیزارم از برگشتنت هــــــــم

سنگی اگر نه آهنی در من که آبم

سر می کنم با زنگهای آهنت هــــــم

یک روز در چشم کسی می بینی ام باز

آنروز باور کن که میل دیدنت هـــــــم-

در من تداعی می شود یا نه بماند

اینها بماند شیوه خندیدنت هـــــــــــم

  با یک نفر غیر از تو می خواهم بخوابم

شاید دلم دریا شود رود تنت هــــــــم

 

عابد اسماعیلی

http://maaniya.persianblog.ir/

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 1161

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی


تا آخر هر چه راه ،همراه تو ام

دلخوش به نگاه گاه و بیگاه تو ام

دنبال تو هر کجا که شد ،حرفی نیست

افتاده ی سرشکسته در چاه تو ام

*** **

       ای دل تو که بیمار خدایی شده ای

یک عمر، گرفتار جدایی شده ای

در سینه ی بی قرار،آرام بگیر

این بار چرا باز هوایی شده ای ؟

 


  سیامک قانع

 http://hamsayeyepaeiz.blogfa.com/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 908

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه میدانی؟
در شعله نرقصیدی، پروانه چه میدانی؟

لبریز می غمها، شد ساغر جان من
خندیدی و بگذشتی، پیمانه چه میدانی؟

یک سلسله دیوانه، افسون نگاه او
ای غافل از آن جادو! افسانه چه میدانی؟

من مست میِ عشقم، بس توبه که بشکستم
راهم مزن ای عابد! میخانه چه میدانی؟

عاشق شو و مستی کن، ترک همه هستی کن
ای بت نپرستیده..! بت خانه چه میدانی؟

تو سنگ سیه بوسی، من چشم سیاهی را
مقصود، یکی باشد، بیگانه..! چه میدانی؟

دستار، گروگان ده، در پای بتی، جان ده
اما تو ز جان، غافل..! جانانه چه میدانی؟

ضایع چه کنی شب را؟ لب، ذاکر و دل، غافل
تو، ره به خدا بردن، مستانه چه میدانی

 


هما میر افشار

http://blog.sepehreftekhari.com/?p=3945


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 3321

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

ما را دل از کشاکش دنیا شکسته است

این کشتی از تلاطم دریا شکسته است

تنها ننالم از غمِ ایام و جور یار

باشد مرا دلی که ز صد جا شکسته است

این حسرتم کُشد که ز مرغان گلشنت

بال منِ فلک زده تنها شکسته است

از آنچه پیش دوست بود در خور نثار

تنها مرا دلی بود اما شکسته است

یک دل به سینه دارم و یک شهر دلستان

بازار من ز گرمی سودا شکسته است

هرچیز بشکند ز بها اوفتد ولی

دل را بها و قدر بود تا شکسته است

خواهی اگر به درگه مقصود رو نهی

دست از طلب مدار گرت پا شکسته است

هرکس به ملک صبر و قناعت نهاد پای

دست هزار گونه تمنا شکسته است

"رنجی" کجا روم ز سر کوی او که من

پای جهان دویده ام اینجا شکسته است

 

هادی رنجی

http://soheilsasan3.blogfa.com/category/17


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 1043

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

تو را از شیشه می سازد، مرا از چوب می سازد
خدا کارش درست است، این و آن را خوب می سازد

تو را از سنگ می آرد برون، از قلب کوهستان
مرا از بیدِ خشکی در کنار جوب می سازد

در آتش می گدازد تا تو را رنگی دگر بخشد
به سوهان می تراشد تا مرا مطلوب می سازد

تو را جامی که از شیر و عسل پُر کرده اش دهقان
مرا بر روی خرمن بسته، خرمنکوب می سازد

تو را گلدان رنگینی که با یک لمس می افتد
مرا، گرد سرت می چرخم و جاروب می سازد

تو از من می گریزی باز هم تا مصر رویاها
مرا گرگی کنار خانه ی یعقوب می سازد

مرا سر می دهد تا دشت های آهن و آتش
و آخر در مصاف غمزه ای مغلوب می سازد

خدا در کار و بارش حکمتی دارد که پی در پی
یکی را شیشه می سازد، یکی را چوب می سازد

 

محمدکاظم کاظمی

http://www.teribon.ir/archives/130727/%D8%


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 968

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 2 تير 1392 توسط سیدمجتبی محمدی

صبح بی‌تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

بی‌‌تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی‌تو می‌گویند تعطیل است کار عشقبازی

عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد بر ویرانه می‌خواند به انکار تو اما

خاک این ویرانه‌ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد

عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد

روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم

ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد

در هوای عاشقان پر می‌کشد با بیقراری

آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می‌گشاید

آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

 


    قیصر امین پور

http://radepayeehsas.blogfa.com/post-315.aspx


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 155, | بازديد : 1199

صفحه قبل 1 صفحه بعد