تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

پيچک دريچه 112+1
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

بگو کجاست مرغ آفتاب

زندانی دیار شب جاودانیم

ای روز از دریچه زندان من بتاب

می خواستم به دامن این دشت چون درخت

بی وحشت از تبر در دامن نسیم سحر غنچه واکنم

... با دست های پر شده تا آسمان پاک

خورشید و خاک و آب و هوا را دعا کنم

گنجشک ها به شانه من نغمه سر دهند

سر سبز و استوار گل افشان و سربلند

این دشت خشک غمزده را با صفا و سربلند

این دشت خشک غمزده را با صفا کنم

ای مرغ آفتاب از صد هزار غنچه یکی نیز وانشد

دست نسیم با تن من آشنا نشد

گنجشک ها دگر نگذشتند از این دیار

آن برگهای رنگین پژمرد در غبار

وین دشت خشک غمگین افسرد بی بهار

ای مرغ آفتاب با خود مرا ببر به دیاری که همچو باد

آزاد و شاد پای به هر جا توان نهاد

گنجشک پر شکسته باغ محبتم

تا کی در این بیابان سر زیر پر نهم

با خود مرا ببر به چمنزارهای دور

شاید به یک درخت رسم نغمه سردهم

من بی قرار و تشنه پروازم تا خود کجا رسم

به هم آوازم اما بگو کجاست

آنجا که زیر بال تو در عالم وجود

یک دم به کام دل بالی توان گشو

اشکی توان فشاند

شعری توان سرود

 

 

 

فریدون مشیری

 

http://ozra-mojibi.blogfa.com/post-2537.aspx

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1732

نوشته شده در تاريخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

اشتباهی شده‌ام عاشق چشمان شما، عفو کنید

یا پریشان شده‌ی موی پریشان شما، عفو کنید

 

 دست من نیست که عاشق شده احساساتم

این‌که چشمم شده گریان شما، عفو کنید

 

جان من چیست که قربانی عشقی باشد ؟

جان صد طایفه قربان شما، عفو کنید

 

من کی‌ام شعر بگویم، بکنم وصف شما ؟

همه عمر شدم گرچه غزل‌خوان شما، عفو کنید

 

این چه ذکریست که جاری شده بر رود لبم ؟

کفر من له شده‌ی صولت ایمان شما، عفو کنید

 

من کجا؟ میل پریدن ز هواتان بکنم ؟

بندبند نفسم بسته به زندان شما، عفو کنید

 

گرچه هی گفتم و گفتم که چه چشمی دارید

اشتباهی شده‌ام عاشق چشمان شما، عفو کنید !

 

    هدی به نژاد

http://sherkadehsaghi.blogfa.com/cat-308.aspx

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1806

نوشته شده در تاريخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط

باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط

عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث

ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط

دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا

سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط

اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد

جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط

همچو وحشی رفت جانم درهوایش حیف ، حیف

خو گرفتم با جفای او غلط کردم ، غلط

 

 وحشی بافقی

http://ganjoor.net/vahshi/divanv/ghazalv/sh255/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1755

نوشته شده در تاريخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

ای یار به وصلت بنواز این دل ما را

ای دل به جنابش برسان مشکل ما را

گر لعل لبت زمزمه آب حیات است

چون خضر نشان ده به شبی ساحل ما را

در حسرت رویت شده جانم شب دیجور

با شمع رخت نور بده منزل ما را

گر می کُشی ام باک ندارم مَکِش اما

از دامن خود دست دل بسمل ما را

یا رب اگر آن سرو سهی در طرب آید

از غیر بپرداز همی محفل ما را

 هر اجر که اندوخته ام چشم سیاهش

 دانم که به غارت ببرد حاصل ما را

 آن خمر بهشت است تو را یا لب میگون

 کافکنده به آتش ورع باطل ما را

 فردا چو رسد مظلمه روز قیامت

 یا رب به سر کشته رسان قاتل ما را

 جانا اگرت بر سر خاکم گذر افتاد

 گلگون بنما چون دل ( بی کس ) گِل ما را

 

 

 مسعود مصطفایی فر

http://bokhara.pendar.info/1389/07/page/3/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1874

نوشته شده در تاريخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

دوباره به آفتاب سلامی دوباره دادم!

 

 


سلام می کنم به باد،
به بادبادک و بوسه،

به سکوت و سوال
و به گلدانی،

که خواب ِ گل ِ همیشه بهار می بیند!
سلام می کنم به چراغ،

به «چرا» های کودکی،
به چالهای مهربان ِ گونه ی تو!

سلام می کنم به پائیز ِ پسین ِ پروانه،
به مسیر ِ مدرسه،

به بالش ِ نمناک،
به نامه های نرسیده!

سلام می کنم به تصویر ِ زنی نِی زن،
به نِی زنی تنها،

به آفتاب و آرزوی آمدنت!
سلام می کنم به کوچه، به کلمه،

به چلچله های بی چهچه،
به همین سر به هوایی ِ ساده!

سلام می کنم به بی صبری،
به بغض، به باران،

به بیم ِ باز نیامدن ِ نگاه ِ تو...

باورکن من به یک پاسخ کوتاه،

به یک سلام ِ سر سری راضیم!
آخر چرا سکوت می کنی؟ ●
 

 

 

 یغما گلرویی

http://yaghma-golrouee.iran.sc/post27.php


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1746

نوشته شده در تاريخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

عطر نرگسهای چشم:



بی تو هیچم،هیچ!همچون سال بی ایام خویش
بی تو پوچم،پوچ!همچون پوست بی بادام خویش

ای تو همچون غنچه عطر عصمتم را پاسدار
ای پناهم داده در خلوتگه آرام خویش

ای تو روشن تر زهر مقیاس با دیدار تو
دیده ام صد کهکشان خورشید را در شام خویش

ای تو در من هرچه مستی،ای تو در من هرچه شور
خون تاکستان هستی کرده ام در جام خویش

عطر نرگس های چشمم با نسیم هر نگاه
تا بهار سبز چشمت می برد پیغام خویش

در تو خواهم خفت همچون قطره ی دریای ژرف
در تو خواهم جست هم آغاز و هم فرجام خویش

در خزان عمرم و در سینه پروردم بهار
در شگفتم از شکفتن های بی هنگام خویش

در تنم جاری ست صدها چشمه نور سرخ و سبز
با تو دارم نشئه رنگینی از اوهام خویش

آشنای پیکرم دستی به جز دست تو نیست
گرچه نام دیگری را بسته ام بر نام خویش

 

 سیمین بهبهانی

http://www.daneshju.ir/forum/sitemap/t-161443.html

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1725

نوشته شده در تاريخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

تکرار پشت تکرار، من، تو، شراب، بوسه
يک عشق آتشين بار، من، تو ،شراب، بوسه

اين بوسه چندمين است؟من چشم ميگذارم
تو عاشقانه بشمار من ،تو، شراب، بوسه

امروز روز خوبیست آب از سر من و تو
دیگر گذشته انگار، من، تو، شراب، بوسه

روح هزار عاشق ،در ما حلول کرده
خیام ،شمس،عطار،من، تو، شراب، بوسه

بی چشم های مستت،بازار گرم این عشق
میماند بی خریدار،من، تو، شراب، بوسه

از تو غزل نوشتم ،خوشبختی مسلّم
با این ردیف اینبار،من، تو، شراب، بوسه

 

راضیه فرهودی

http://asalfatemeh.blogfa.com/8903.aspx

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1871

نوشته شده در تاريخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

از دل چقدر لاله ی تر در بیاورم
یا کاسه کاسه خون جگر در بیاورم

چون شانه دست در سر زلف تو می زنم
کز راز و رمز موی تو سر در بیاورم

من خواب دیده ام که تو از راه می رسی
چیزی نمانده است که پر در بیاورم

من چارده شب است به این برکه خیره ام
شاید از آب قرص قمر در بیاورم

در من سرک نمی کشی ای روشنای ناب
خود را مگر به شکل سحر در بیاورم

من شاعر دو چشم توام ، قصد کرده ام
از چنگ شاه کیسه ی زر در بیاورم

ای کاج سالخورده ی زخمی به من بگو
از پیکرت چقدر تبر در بیاورم؟

 

 

 سعید بیابانکی

http://sangcheeen.blogfa.com/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1711

نوشته شده در تاريخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

  

گر چه مستيم و خرابيم چو شب های دگر

 بـاز كن سـاقی ِ مجلس ، سر مـينای دگر

 امـشـبـی را كـه در آنيم غـنيمت شـمريم

 شايد ای جـان نرسيديم به فـردای دگر

 مست مستم مشكن قدر خود ای پنجه غم

 من به ميخانه ام امشب تو برو جای دگر

 چه به ميخانه چه محراب حرامم باشد

 گر به جز عشق توام هست تمنای دگر

 تـاروم از پی يــار دگری مـی بـايـد

 جز دل من دلی و جز تو دلارای دگر

 گر بهشتی است ، رخ تست نگارا كه در آن

 ميتوان كرد به هر لحظه تماشای دگر

 از تو زيبا صنم  اين قدر، جفا زيبا نيست

 گيرم اين دل نتوان داد به زيبای دگر

 می فروشان همه دانند عمادا كه بود

 عاشقان را حرم و دير و كليسای دگر

 

 

عماد خراساني

http://ashaar-e-malakooti.blogfa.com/tag/%DA%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87

 

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1505

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 دی 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

شبیه کودک تنها و بی پناه شبی
ز ترس هر شبحی مثل بید لرزیدم

خیال مبهم تو میهمان خانه نبود
به زیر پوست خود ناگزیر رقصیدم

برای پر زدن آنجا که آشیانه ی توست
به دور جسم دلم تار عشق تابیدم

خدای باور و ایمان مسیح آیینم
بگیر دست مرا بی قرار تعمیدم

تو سهم هرکه، که باشی کویر یا جنگل
به دشت حوصله ات عاشقانه باریدم

صعود کرد دلم تا به انتها که تویی
شکوفه کرد نگاهت شکست تردیدم

تویی، تو ناب ترین میوه ای که ممنوع است
به جرم داشتنت می کنند تبعیدم..

 

 هادی عبدی

http://rahi28.blogfa.com/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1846

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 دی 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

عشقبازی به همین آسانی است

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

کارهموارۀ باران با دشت

برف با قلۀ کوه

رود با ریشۀ بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه‌ای با آهو

برکه‌ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما!

عشقبازی به همین آسانی است…

شاعری با کلماتی شیرین

دستِ آرام و نوازش‌بخش بر روی سری

پرسشی از اشکی

و چراغ شب یلدای کسی با شمعی

و دل‌آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی

عشقبازی به همین آسانی است…

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حرّاج کنی

رنج‌ها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آن‌ها بزنی

مشتری‌هایت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همین آسانی است…

هر که با پیش سلامی در اول صبح

هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی

نمک خنده بر چهره در لحظۀ کار

عرضۀ سالم کالای ارزان به همه

لقمۀ نان گوارایی از راه حلال

و خداحافظی شادی در آخر روز

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی و سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است

 

مجتبی کاشانی

 

http://www.naabrestaurant.com/ghazaye_rouh/?p=2603


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1958

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 دی 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

من ترا خواهم برد بر سر رود خروشان حیات


من قامت بلند ترا همچون قصیده ای

 با نقش قلب سنگ تو، تصویرمی کنم

در شبان غم تنهایی خویش،

 عابد چشم سخنگوی توام

من در این تاریکی ،

من در این تیره شب جانفرسا

زائر ظلمت گیسوی توام.

گیسوان تو پیرشان تر از اندیشه من،

گیسوان تو شب بی پایان،

جنگل عطر آلود،

شکن گیسوی تو ,

موج دریای خیال

کاش با زورق اندیشه شبی ،

 از شط گیسوی مواج تو، من

بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم

کاش بر این شط مواج سیاه ،

همه عمر سفر می کردم.


من هنوز از عطر نفسهای تو سر شار سرور،

گیسوان تو در اندیشه من،

گرم رقصی موزون

کاشکی پنجه من

در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست

چشم من ، چشمه زاینده اشک

گونه ام بستر رود

کاشکی همچو حبابی بر آب

در نگاه تو تهی می شدم از بود و نبود

 

حمید مصدق

پیچک  برای ادامه این شعر زیبا روی عکس کلیک کنید


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 2173

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 دی 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

می دانی؟

یک وقت هایی باید

روی یک تکه کاغذ بنویسی

تـعطیــل است!

و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال ســوت بزنی

در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که

پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویـی:

بگذار منتـظـر بمانند !

 

- حسین پناهی

http://char.persianblog.ir/tag/%D8%AD%


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1662

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 دی 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

آی جماعت، چطوره احوالتون

قربون اون فهم و کمالاتتون

گردنتون پیش کسی خم ‌نشه

از سربنده، سایه‌تون کم‌نشه

راز و نیاز و بندگیتون درست

حساب کتاب زندگیتون درست

بنده می‌شم غلام دربستتون

پیش کسی دراز نشه دستتون

از لبتون خنده فراری نشه

خدا نکرده، اشکی جاری نشه

باز، یه هوا دلم گرفته امروز

جون شما، دلم گرفته امروز

راست و حسینیش، نمی‌دونم چرا

بینی و بینیش، نمی‌دونم چرا

خلافامون از سراختلاف نیست

خلاف خلافه، توش خطا خلاف نیست

فرقی نداره دیگه شهر و روستا

حال نمی‌دن، مثل قدیما، دوستا

شاپرک‌ها به نیش مجهز شدن

غریب گزا هم آشناگز شدن

 

ابوالفضل زرویی نصرآباد

 

 پیچک  برای ادامه این شعر زیبا روی عکس کلیک کنید


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 2217

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 دی 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

به دو میگون لب و پسته دهنت
به سه بوس خوش و فندق شکنت

به زره پوش قد تیر وشت
به کمان‌کش مژهٔ تیغ زنت

به حریر تن و دیبای رخت
به ترنج بر و سیل دقنت

به دو نرگس، به دو سنبل، به دو گل
بر سر سرو صنوبر فکنت

به می عبهر آن سرخ گلت
به خوی عنبر آن یاسمنت

به گهرهای تر از لعل لبت
به حلی‌های زر از سیم تنت

به فروغ رخ زهره صفتت
به فریب دل هاروت فنت

به نگین لب و طوق غببت
این ز برگ گل و آن، از سمنت

به دو مخمور عروس حبشیت
خفته در حجلهٔ جزع یمنت

به بناگوش تو و حلقهٔ گوش
به دو زنجیر شکن بر شکنت

به سرشک تر و خون جگرم
بسته بیرون و درون دهنت

به شرار دل و دود نفسم
مانده بر عارض جعد کشنت

به نیاز دل من در طلبت
بگداز تن من در حزنت

به دو تا موی که تعویذ من است
یادگار از سر مشکین رسنت

به نشانی که میان من و توست
نوش مرغان و نوای سخنت

که مرا تا دل و جان است بجای
جای باشد به دل و جان منت

دوست‌تر دارمت از هر دو جهان
دوست‌تر دارم از خویشتنت

تو بمان دیر که خاقانی را
دل نمانده است ز دیر آمدنت
 

 

خاقانی

http://ganjoor.net/khaghani/divankh/ghazalkh/sh71/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1760

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 دی 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

ای صبا با توچه گفتند که خاموش شدی
چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی

تو که آتشکده عشق و محبت بودی
چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی

به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را
که خود از رقت آن بیخود و بی هوش شدی

تو به صد نغمه زبان بودی و دلها همه گوش
چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی

خلق را گر چه وفا نیست و لیکن گل من
نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی

تا ابد خاطر ما خونی و رنگین از تست
تو هم آمیخته با خون سیاوش شدی

ناز می کرد به پیراهن نازک تن تو
نازنینا چه خبر شد که کفن پوش شدی

چنگی معبد گردون شوی ای رشگ ملک
که به ناهید فلک همسر و همدوش شدی

شمع شبهای سیه بودی و لبخند زنان
با نسیم دم اسحار هم آغوش شدی

شب مگر حور بهشتیت به بالین آمد
که تواش شیفته زلف و بناگوش شدی

باز در خواب شب دوش ترا می دیدم
وای بر من که توام خواب شب دوش شدی

ای مزاری که صبا خفته به زیر سنگت
به چه گنجینه اسرار که سرپوش شدی

ای سرشگ اینهمه لبریز شدن آن تو نیت
آتشی بود در این سینه که در جوش شدی

شهریارا به جگر نیش زند تشنگیم
که چرا دور از آن چشمه پرنوش شدی

 

 

 محمد حسین شهریار

در رثای ابوالحسن صبا

http://tarabestan.com/?m=200907

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 112+1, | بازديد : 1717

صفحه قبل 1 صفحه بعد