تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

پيچک دريچه 51
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 


حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها
وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو

آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده
آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی
چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو

اندیشه‌ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد
ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو

قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های ما
مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو

بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را
کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو

گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را
دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو

گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه
ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو

تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی
تا کی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو

شکرانه دادی عشق را از تحفه‌ها و مال‌ها
هل مال را خود را بده شکرانه شو شکرانه شو

یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی
یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو

ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر
نطق زبان را ترک کن بی‌چانه شو بی‌چانه شو

 

 


حضرت  مولوی

 

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 2248

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

با تو می مانـَم که از نـام تو دل آذیــــن شود ...
تا که شرح عشقمان یک قصـــه ی دیرین شود

آنـقَـدَر شــور از دلـم صَــــــرفِ نگــاهــت می کنم
تا تمــام تلخـی چشمـــــــان تـو شیــرین شود

آنچنـــان پـــرشـــور می رقصــم کــه از تـأثیــر آن
مـوجِ موهــــایِ تو هـــم یکـجــور آهنگــین شود

مطـمئنــم هـــــم زمــــان بـا دیــدنِ لبخـــندِ تو
چشم هــایم روبــروی هــر غمـــی رویـین شود

جالب است اینکه: فقـط کافیـست تا نام تو را
بر زبان آرم کـــه از آن خـــانه عطـــرآگیـن شود

« دوستَت دارم » اگر جــزوِ گنــاهان من است
دوست دارم تا گنـاهم باز هـــم سنگین شود!

 

 

جواد مـزنـگــی

http://ayateghamzeh.persianblog.ir/post/942


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1404

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

چنان دید گوینده یک شب به خواب     

  که یک جام می داشتی چون گلاب

دقیقی ز جائی پدید آمدی        

   بر آن جام می داستانها زدی

به فردوسی آواز دادی که می            

مخور جز بر   آیین کاووس کی

که شاهی ز گیتی گزیدی که بخت

 بدو نازد و لشکر و تاج و تخت

شهنشاه محمود گیرنده شهر

 ز شادی به هر کس رسانیده بهر

از امروز تا سال هشتاد و پنج

 بکاهدش رنج و نکاهدش گنج

ازین پس به چین اندر آرد سپاه

 همه مهتران برگشایند راه

نبایدش گفتن کسی را درشت

 همه تاج شاهانش آمد به مشت

بدین نامه گر چند بشتافتی

 کنون هرچ جستی همه یافتی

ازین باره من پیش گفتم سخن

 اگر بازیابی بخیلی مکن

ز گشتاسب و ارجاسپ بینی هزار

 بگفتم سرآمد مرا روزگار

گر آن مایه نزد شهنشه رسد

 روان من از خاک بر مه رسد

کنون من بگویم سخن کو بگفت

منم زنده او گشت با خاک جفت

 

دقیقی

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1550

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 


ای که پنداری که نبود حشمت و جاهی ترا
هست شرق و غرب عالم ماه تا ماهی ترا

از پیش تا چند گردی کو بکو و در بدر
رو بخویش آور که هست از خود باو راهی ترا

گام نه اول بره پس از خود ای سالک بره
زان نهٔ آگه که از خود هست آگاهی ترا

گر خدا خواهی تو خود خواهی بنه در گوشه ای
تا که خود خواهی شود عین خدا خواهی ترا

جام جم خواهی بیا از خود ز خود بیخود طلب
بهر دارا ساختند آئینهٔ شاهی ترا

خوشه ای از خرمنش اسرار اگر داری طمع
اشک باید ژاله سان و چهرهٔ کاهی ترا

 

 

ملا هادی سبزواری

http://moraffah.blogfa.com/cat-92.aspx

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1697

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

نمی خوام مثل همه گریه کنم

زندگی با آدماش برای من یه قصه بود
توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود
همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون
توی شب صدایی جز گریه ی بی صدا نبود
نمی خوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دل رو دوا نمی کنه
قصه های پشت این پنجره ها
غم رو از دلم جدا نمی کنه
قصه ی ماتم من
هر چی که بود
هر چی که هست
قصه ی ماتم قلب خسته ی یه آدمه
وقت خوابه
دیگه دیره
نمی خوام قصه بگم
از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه
نمی خوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دل رو دوا نمی کنه
قصه های پشت این پنجره ها
غم رو از دلم جدا نمی کنه

 

ایرج جنتی عطایی

http://pnu-club.com/pnu.thread23547.html


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc

برچسب ها : ,

امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 3732

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 4 تير 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

در پیله تا به كی بر خویشتن تنی؟
ـ پرسید كرم را مرغ از فروتنی ـ

تا چند منزوی در كنج خلوتی،
در بسته تا به كی، در محبس تنی؟

در فكر رستنم ـ پاسخ بداد كرم ـ
خلوت نشسته ام زینروی منحنی.

فرسوده جان من از بس به یك مدار
برجای مانده ام چون فطرت دنی.

همسال های من پروانگان شدند
جستند از این قفس، گشتند دیدنی.

یا سوخت جانشان دهقان به دیگران،
جز من كه زنده ام در حال جان كندنی.

در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ
یا پر برآورم بهر پریدنی

اینك تو را چه شد كای مرغ خانگی!
كوشش نمی كنی، پری نمی زنی؟

پا بنده ی چه ای؟ وابسته ی كه ای؟
تا كی اسیری و در حبس دشمنی؟ 

 

 

نیما یوشیج

http://www.ashpazonline.com/weblog/soofi/18350


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 ,پيچک دريچه80, | بازديد : 3207

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

بهار از در در آمد
درخت بیشه گل کرد

هزاران چمن را
هزار اندیشه گل کرد

***

در این صبح دل انگیز
فریبا پوپک من

که دیدارش طراوت می فزاید
چو لبخند ملیح کودک من

چه زیبا می سراید
به همراه پرستو

که آویز است شادان کنج ایوان:
سیاهت باد رخسار
چه خوش زین خانه کوچیدی زمستان

***

چه زیبا روزگاری
چه جوشان چشمه ساری

چه خرم بوستان و سبز دشتی ...
دلم می خواهد امروز

به پای گلبن و سرو
کنار نسترنهای دل افروز

شراب روحبخش زندگی ساز
ز دست لاله رویان بهشتی

***

بهار از در در آمد
درخت بیشه گل کرد

جمال باده نوشان
از این شادی گل انداخت

شراب ارغوانی
به بطن شیشه گل کرد

 

عباس خوش عمل کاشانی

http://moraffah.blogfa.com/cat-180.aspx


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1800

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

هر چه این احساس را در انزوا پنهان کند
می تواند از خودش تا کی مرا پنهان کند؟

عشق، قابیل است؛ قابیلی که سرگردان هنوز
کشته خود را نمی داند کجا پنهان کند!

در خودش، من را فرو خورده ست، می خواهد چه قدر
ماه را بیهوده پشت ابرها پنهان کند؟!

هرچه فریاد است از چشمان او خواهم شنید!
هر چه را او سعی دارد بی صدا پنهان کند…

آه!، مردی که دلش از سینه اش بیرون زده ست
حرف هایش را، نگاهش را، چرا پنهان کند؟!!

خسته هرگز نیستم، بگذار بعد از سال ها
باز من پیدا شوم، باز او مرا پنهان کند…”

 

 

زنده یاد  نجمه زارع


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1518

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

در طواف شمع می‌گفت این سخن پروانه‌ای
سوختم زبن آشنایان ای خوشا بیگانه‌ای

بلبل از شوق گل و پروانه از سودای شمع
هریکی سوزد به نوعی در غم جانانه‌ای

گر اسیرخط و خالی شد دلم‌، عیبم مکن
مرغ جایی می‌رود کانجاست آب و دانه‌ای

تا نفرمایی که بی‌پروا نه‌ای در راه عشق
شمع‌وش پیش تو سوزم گر دهی پروانه‌ای

پادشه را غرفه آبادان و دل خرم‌، چه باک
گر گدایی جان دهد درگوشهٔ ویرانه‌ای

کی غم بنیاد ویران دارد آن کش خانه نیست
رو خبر گیر این معانی را ز صاحب‌خانه‌ای

عاقلانش باز زنجیری دگر بر پا نهند
روزی ار زنجیر از هم بگسلد دیوانه‌ای

این جنون‌ تنها نه مجنون را مسلم شد بهار
باش کز ما هم فتد اندر جهان افسانه‌ای

 


ملک الشعرای بهار


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 2096

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

خواب خوبت می رسد دیگر به کابوس
عاشقت هستم ولی با فعل معکوس

 عشق دعوا میکند با عقل هر شب
بگذر از من مثل هر چی فحش ِ ناموس

 شک به تو دارم به ایمانی که کفر است
شک به بغضی که شد از چشم تو مأیوس

 من به فکر شعر با تغییر معمول
تو شدی اثبات باورهای مخصوص

 جای من چیزی نمی ماند اگر چه
به خودم آتش زدم مانند ققنوس

 

 مینا ارشدی

http://faryadesokout.blogfa.com/8811.aspx


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1816

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

ما مالک شکست و غروریم، در واقعیتی که ... نداریم
سهم همیم لحظه ی آخر ، با هیچ فرصتی  که ... نداریم

زخم هزار سال  دویدن ، تنها  به عشق  نقطه ی پایان
حتی  به  ابتدا نرسیدن ، ماییم  و طاقتی که ... نداریم

یک  عمر آرزوی  پریدن ، تا  اوج  از خرابه ی دنیا
این سقف های پشت سر هم ، تاوان جرأتی که ... نداریم

تسلیم  دردهای  جهان  از  آینده  و گذشته  نوشتن
حال خراب با همه ی شهر، با ما شکایتی که ... نداریم

از دارهای سر زده ی گیج ، از سال های گوشه ی زندان
تا سرزمین امن و پریدن از خواب راحتی که ... نداریم

دلخوش به زخم مشترکت باش ، با من که دلخوشی م تو بودی
با ما چه مانده از همه ی عمر ، یک قلب لعنتی که ... نداریم

یک روز خوب منتظر ماست ، وقتی هوای خاطره ابری ست
باید  امیدوار  بمانیم  ،  از  روی  عادتی  که ... نداریم

من بالهای  فرضی  خود را  نذر  نگاه  پنجره  کردم
تا  باز عاشقانه  بگردم ، دنبال  نسبتی  که ... نداریم

 

 

مهسا زهیری

http://wildmaneater.blogfa.com/8909.aspx

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1407

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

خدایا کفر نمی گویم

پریشانم

چه می خواهی تو از جانم !

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

 

خداوندا !

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی

و شب ، آهسته و خسته

تهی دست و زبان بسته

به سوی خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟

 

خداوندا !

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه دیوار بگشایی

لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟

 

خداوندا !

اگر روزی بشر گردی

زحال بندگانت با خبر گردی

پشیمان می شوی از قصه خلقت

از این بودن ، از این بدعت

 

خداوندا تو مسئولی

 

خداوندا !

تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

 

 

دکتر علی شریعتی

http://drdeljeen.com/archives/62


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1858

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

چه پنهان است درون قطره ای اشک؟
تمام آ رزوهای جوانی بخت برگشته
که در زندان دژخیمان به زنجیراست
طنین جان گداز از درد
صدای ترکش و دشنام آ ن نامرد
چه پنهان است درون قطره ای اشک؟
صدای ناله بیوه زنی تنها
سکوت دار،رگبار مسلسل ها
صدای مرگ در تاریکی شبها
چه پنهان است درون قطره ای اشک ؟
فغان کودکی مظلوم
که از جور زمان نالد
ولی در دل به باب خویش میبالد
که او آ زاده مردی پاک ایمان بود
چه پنهان است درون قطره ای اشک ؟
صدای من، صدای ناله های من
درون اشک، من پنهان بسی بغض کهن دارم
و با هر قطره ای صدها سخن دارم
بدان! هر قطرۀ اشکی
کتابی از شکایتهاست
فرو ریزد ز هر چشمی
که دریای حکایتهاست
چه پنهان است درون قطره ای اشک؟؟؟

 

خسرو نکونام

http://forum.ghabrestoon.com/showthread.php/43


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1444

نوشته شده در تاريخ جمعه 12 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

اين فرشته ساده است و خط خطي ست
سر به زير و يك كمي خجالتي ست

بوي سيب مي دهد ‏‏، لباس او
دامنش حرير سبز و صورتي ست

گوشواره هايش از ستاره است
تاجش از شهاب سنگ قيمتي ست

سرمه هاي نقطه چين چشم هاش
ريزه هايي از طلاست‏‏‏ ، زينتي ست

تكه اي بهشت توي دستش است
خنده هاي كوچكش قيامتي ست

دشمني هميشه در كمين اوست
دشمنش، بد و حسود و لعنتي ست

هاج و واج مانده روي اين زمين
او فرشته اي غريب و پاپتي ست

اين فرشته راستش خود تويي
قصه فرشته ات حكايتي ست

 


عرفان نظرآهاري

http://forum.hammihan.com/thread28015-2.html


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1459

نوشته شده در تاريخ جمعه 12 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

خواهم رفت

ز خوان رنگ رنگ جهانت ، گرسنه خواهم رفت

نخورده آب گوارا ،  عطش به سینه خواهم رفتم

درین جهان که پر از های و هوی مردم بود

هزار سینه سخن را ، نگفته خواهم رفت

نبود اهل دلی  تا که دست ما گیرد

از این سرای بی خبران ، بی بهانه خواهم رفت

چنان به بزم مردم دنیا غریبه بودم من

گمان کس نرود ، کز میانه خواهم رفت

عطش به باده  یاری کسی فرو ننشاند

لبم  به ساغر هجران ، نهاده خواهم رفت

به جان مادر گیتی که شب نخوابیدم

نهاده سر به بالش خیسم ، شبانه خواهم رفت

بداند آنکه مشق صبوری نصیب من فرمود

نوشته مشق خود و بی گلایه  خواهم رفت

دلی که می شکند ، سهم سینه ی ما شد

غمین قصه خویشم ، به غصه خواهم رفت

چو در سکوت ، نهال وجود من می سوخت

نمانده  هیزم عمرم ، فسانه  خواهم رفت

مرا به میهمانی لبخند ، دعوتی نرسید

ندیده بارش مهری و تشنه خواهم رفت

ز حال خسته این دل ، کسی خبر نگرفت

نبوده پرتو روشن ، چو سایه خواهم رفت

کسی پرنده این دل به دانه شاد نکرد

گشوده قفل قفس را ، شبانه خواهم رفت

منم نواده آدم ، برون ز جنت عشق

چشیده طعم دوزخ دنیا ، به خانه خواهم رفت

مرا به میهمانی دنیا ، تو دعوتم کردی

اگر به گریه آمده بودم ، به گریه خواهم رفت

 

 

کیوان شاهبداغی

 http://k1shahbodagh.blogfa.com/post/158


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1632

نوشته شده در تاريخ جمعه 12 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

 

دل بکن از دلخوشیای کهنه
نذار بازم گریه پناهت بشه

نذار که غم ،زنده به گورت کنه
تو قلبِ تو قحطیِ آرامشه

نگو که غم ،هدیه ی سرنوشته
طعنه به آدمای دنیا نزن

دنیا خبر داره که تو شکستی
تو پستی و بلندیا جا نزن

اونکه واست تمومِ زندگی شد
به آرزوهای تو پشتِ پا زد

چشاشو بَس روی غمت ، کور شد
دلخوشیاتو پس گرفت و جا زد

عصاکشِ یه کورِ بی دل نشو
اونکه به حرفای دلت گوش کرد

به سادگی ، به زندگیت اومدو
یه روز تو رو ساده فراموش کرد

شکستی و چاره ی این شکستن
با دلِ مجروحِ تو همدردیه

وقتی کسی تمومِ زندگیته
کور شدن ، آخرِ نامردیه !

 


اتوسا ایرانی

http://asemuni.persianblog.ir/1390/6/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1611

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 خرداد 1391 توسط سیدمجتبی محمدی

 


          بهار

دیدم تو را کنار خیابان که خسته ای
در انتظار دست ترحم نشسته ای

دیدم به زیر چادر خود آب می شوی
وقتی اسیر خسته ی مرداب می شوی

مرداب فقرِ حاشیه از مرگ بدتر است
این یک تراژدیست غم از جنس دیگر است

شیطان بریده نان شبت را نشسته است
گویا …. به روی غمت چشم بسته است

مدیون دست خالی سردت نمی شوم
مجذوب چشم خیره ی عادت نمی شوم

مغرور از کنار تو هی رد نمی شوم
مانند گرگ گله منم بد نمی شوم

احساس می کنم که وجودم شکسته است
در چارچوب قاب دلم غم نشسته است

وقتی شهاب می گذرد خیره این نگاه
در آرزوی فصل بهاری و یک پگاه

می پویدش برای تو دل در هوای توست
فصل بهار گونه تمامش برای توست

در انتظار رویش زیباترین بهار
دستان ِ مهربان ، تو بیاور گل انار

 

 

 سید مهدی نژادهاشمی (م . شوریده)

http://dostane.ir/forum/showthread.php?t=6678

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 51 , | بازديد : 1618

صفحه قبل 1 صفحه بعد